چطور با افراد غرغرو و یهانه گیر رفتار کنیم؟

1.00 (1)

آدم هایی که بهانه گیری می کنند معمولا در موقعیت هایی قرار میگیرند که توی اون موقعیت اونچه که میخوان رو بدست نمیارن ، یا به اصطلاح ناکام می مونه توی اون موقعیت و برای همین شروع میکنه به بهانه تراشی کردن .

ممکنه ناشی از یک فشار باشه یا اصلا یک خصلت شده باشه چون غرغر کردن پشت سرهم و بهانه جویی های پشت هم، یواش یواش تبدیل میشه به یک بخشی از شخصیت ما!

یواش یواش میشه یک ویژگی از من و این ویژ گی که در من وجود داره ، ناخودآگاه باعث آزار دیگران میشه .

موقعیت های اجتماعی خودشو فرد نمی تونه بسنجه این که کجا هست و با چه شخصی داره صحبت میکنه و یک بند شروع میکنه به بهانه گیری .

حالا اگر این شخص اگر همسر باشه بدتر و خیلی آزاردهنده تر خواهد بود .

غرغرو بودن

زمانی که ما متهم میشیم به غرغر کردن عصبی تر میشیم ، کلافه تر میشیم و نمی تونیم درست عمل کنیم .

اولین راه این هستش که زمانی که از موضوعی ناراحت هستیم به جای اینکه بیایید بهانه تراشی کنید یا برای خودتون بهانه هایی رو بیارید ، برید بطور مستقیم با همسرتون صحبت کنید .

بگید ببین من میدونم که تو هدفت این نیست که من اذیت بشم ، میدونم گاهی اوقات دست خودت نیست یکسری از رفتارها ولی من از این رفتار تو دلخور شدم ، من از این رفتار تو ناراحت شدم .

توی مواقعی که همسر غرغرو ی شما خوشحاله اصلا این موضوع رو مطرح نکنید مثلا اون چیزی که ناراحتتون کرده . ببینید مرد خوشحال و شاد و سرحال اومده خونه و بعد با شما میگه و میخنده و بعد شما یکدفعه ای برمیگردید میگید فکر نکنی فراموش کردم اون رفتارتوهااا ... اصلا مرد خاموش میشه و دیگه ترجیح میده با شما شوخی نکنه و بخنده .

چون هر جایی که باهاش اومدم بگم و بخندم یه بهانه ای آورد و سعی کرد با غرغر هاش شادی منو از من بگیره .

تفاوت بین آدم‌های غرغرو و منفی‌باف

وقتی با آدمی که دائما غر می‌زند برخورد می‌کنید ممکن است به اشتباه فکر کنید که آنها مانند یک فرد بدبین نگاهی منفی به زندگی دارند. اما واقعیت این است که غرغروها گونه‌ای کاملا منحصر به فرد هستند. آنها ممکن است اصلا نگاه منفی به زندگی نداشته باشند. با این حال قصد دارند به شما ثابت کنند هیچ چیز به خوبی‌ای که باید باشد نیست. این مثال تفاوت بین آدم‌های خوشبین، بدبین و غرغرو را به خوبی توضیح می‌دهد:

  • خوشبین نیمه‌ی پر لیوان را می‌بیند.
  • بدبین نیمه‌ی خالی لیوان را می‌بیند.

اما آدم غرغرو دنیا را این‌طور برای شما تشریح می‌کند: در لیوانی لب‌پَر شده آبی هست که به اندازه‌ی کافی خنک نیست، احتمالا چون از شیرِآب ریخته شده است، در حالی که من آب بطری خواسته بودم، و این لکه روی لبه‌ی لیوان! یعنی بهداشت به درستی رعایت نشده و حالا معلوم نیست سر و کارمان با کدام ویروس بیفتد، نمی‌دانم چرا همیشه این اتفاقات برای من پیش می‌آید.
اغلب تکلیف رابطه با آدم‌های منفی‌باف روشن است، همه این را می‌دانند. اما در مورد غرغروها قضیه فرق می‌کند، آنها اغلب حتی قبول ندارند که جزو دسته‌ی منفی‌باف‌ها باشند. در ذهن آنها دنیا یعنی هر آنچه منفی است، و فقط یک راه برای برخورد با چنین دنیایی وجود دارد، غر زدن. غرغروها حتی ممکن است آدم‌های مثبت‌نگری باشند که نمی‌دانند چطور خودشان را به شیوه‌ای مثبت‌اندیشانه بروز بدهند. بنابراین مهم است که برخورد صحیحی در برابر آنها اتخاذ کنید.

چطور از پس مکالمه با فرد غرغرو بربیاییم

1. گوش کنید و سرتان را تکان بدهید

با این کار غرغروها تایید می‌گیرند. تایید گرفتن راه حل سریعی است که آنها را خاموش خواهد کرد. باید به آنها نشان بدهید که موضوعاتی که مطرح می‌کنند برای شما مهم هستند. می‌دانم که این کار ممکن است برای‌تان عذاب آور باشد اما بیشترین تلاش‌تان را بکنید تا نشان بدهید واقعا حرف‌هایشان را می‌شنوید.

حتی وقتی غری که می‌شنوید مسخره و بی‌معنا به نظر می‌رسد، پشت چشم نازک نکنید، به خودتان نپیچید و به سراغ چک کردن گوشی‌تان نروید. در عوض سرتان را به نشانه‌ی تایید تکان بدهید و جملاتی مانند: «گوشم با شماست» یا «واقعا هم که سخته» را به آنها بگویید. در اغلب موارد با این کار ظرف مدت پنج دقیقه یا کمتر غرغروها از پای در می‌آیند. اما وای به روزی که بخواهید با پیشنهاد راه حلی به آنها بنزین روی آتش غرغرهایشان بریزید. این کار را نکنید؛ البته فعلا! زیرا وقتی به غرغروها راهکاری ارائه کنید همیشه جوابی مانند این می‌گیرید که: «این که تو میگی فایده نداره چون…» و آن وقت قطار شکایت‌های تازه و کهنه‌ی آنهاست که به راه می‌افتد.

بسیاری از اوقات دلیل غرغرو بودن غرغروها! این است که کسی را ندارند که خودشان را پیش او تخلیه بکنند. گاهی تنها یک دیدار برای تخلیه‌‌ی آنها کافی است که خودشان را بازبیابند و به راه‌شان بروند. آنها می‌خواهند کسی به حرف‌هایشان گوش بدهد (و اگر باعث زحمت نشوند) دل‌شان می‌خواهد مانند یک انسان واقعی با آنها رفتار شود. اصلا لازم نیست چیزی بگویید که آنها را تایید یا رد کند. کافی است گوش شنوایی برای‌شان باشید، سری تکان بدهید و نشان بدهید که مشکلات آنها را تایید می‌کنید.

2. گفته‌هایشان را معتبر بشناسید

حالا که مرحله‌ی گوش دادن را عملی کردید آمادگی دارید که تیر خلاص را برای مقابله با غرها شلیک کنید. اولویتِ اولِ برخورد با گفته‌های غرغروها این است که غرهایشان را معتبر می‌شمارید؛ یعنی نشان می‌دهید درک می‌کنید که این مسائل برای آنها واقعیت دارد، و ضمن اینکه به حرف‌هایشان گوش می‌دهید تلاش نمی‌کنید آن حرف‌ها را تصحیح کنید. در مرحله‌ی بعد وقتی این کارها را انجام دادید نوبت به نشان دادن همدلی می‌رسد.

3. همدلی نشان دهید

همدلی‌تان را به بهترین شیوه‌ ابراز کنید و سعی کنید تا حد ممکن این کار را صادقانه و واقعی انجام بدهید. آدم‌ها همدلی ساختگی را به راحتی تشخیص می‌دهند. در مواجهه با همدلی ساختگی چیزی که به ذهن این افراد می‌رسد این است که: «عالیه! فکر می‌کنی که فقط دارم غرغر می‌کنم.» همچنین اهمیت فراوانی دارد که از بیان هر نوع سخن طعنه‌آمیز به آنها خودداری کنید. ممکن است غری که می‌زنند به نظر شما احمقانه (یا تا اندازه‌ای خنده‌دار) باشد. اما نیش‌وکنایه از نظر آنها پنهان نمی‌ماند و مشکلات بیشتری ایجاد خواهد کرد.

4. ذهن‌شان را منحرف کنید

اغلب اعتبار بخشیدن و همدلی برای آرام کردن هر آدمی که غر می‌زند کفایت می‌کند، اما برای موارد جدی‌تر هم کارهایی هست که می‌توانید انجام بدهید. منحرف کردن راهی است که به شما کمک می‌کند بدون اینکه لازم باشد مستقیما آنها را ساکت کنید یا بگویید در اشتباه هستند واکنشی نشان بدهید. مثالی از نحوه‌ی این برخورد را در ادامه مطرح می‌کنیم.

اگر درباره‌ی فرد به خصوصی غر می‌زنند، بگویید: «فکر می‌کنم لازمه که شما دوتا باهم حرف بزنید.»

اگر درباره‌ی چیز دیگری غر می‌زنند، بگویید: «خیلی بده که! نمی‌دونم چطور با این مسئله کنار میای.»

وقتی هیچ راهی جواب نداد به نوعی دیگر به آنها توجه نشان بدهید، از آنها سوال کنید: «چه خبرای خوبی تو راهه؟ برام تعریف کن»

5. بحث دیگری راه بیندازید

هدایت مجدد روشی مشابه منحرف کردن است. در این روش به صورت خلاصه، بدون اینکه فرد متوجه بشود شما نمی‌خواهید برای هزارمین بار مشکلش را بشنوید، موضوع صحبت را عوض می‌کنید. می‌توانید تمرکز بحث را روی کاری منتقل کنید که مشغول انجامش هستید. این کار روش ساده و در عین حال موثری برای هدایت کردن بحث به موضوعی تازه است.

برای نمونه: «باز پرینتر کار دستت داد؟ اوف، واقعا اعصاب خرد کنه! می‌دونم سخت میشه بیخیال این اتفاقا شد، اما امیدوارم جون سخت باشی چون واقعا باید برگردیم سر این پروژه‌ی آخری.»

با این کار خیلی از غرغروها از عادت بدشان دست برمی‌دارند و به سراغ کاری برمی‌گردند که داشتند انجام می‌دادند. قصد آنها از غر زدن این نیست که کاری برای مشکل‌شان انجام بدهید (غر زدن یک عادت است) بنابراین برای تغییر نگاه آنها تنها چیزی که نیاز دارید این است که موضوع بحث را عوض کنید.

هرگز درباره‌ی غرغروها (یا همراه با آنها) غر نزنید

غر زدن درباره‌ی غرغروها ایده‌ی واقعا بدی است. شاید وقتی غرغرهای آنها کلافه‌کننده می‌شود سخت باشد که بخواهید جلوی خودتان را بگیرید؛ اما اگر شما هم این کار را بکنید نهایتا خودتان به آدمی غرغرو تبدیل می‌شوید. اگر آن فرد مچ شما را در حین غر زدن بگیرد یا از جایی خبر به گوشش برسد غر زدن می‌تواند برای‌تان گران تمام شود. حالا با یک آدم غرغرو رو‌به‌رو هستید که از قضا از شما خوشش نمی‌آید، می‌دانید که ترکیب خوبی نخواهد بود.

همچنین ملحق شدن به غرغروها و همراهی کردن با آنها در غر زدن آن‌طور که به نظر می‌آید فایده‌ای ندارد. قصد شما از هم‌آهنگ شدن با آنها ممکن است این باشد که به احساسات آنها اعتبار ببخشید، اما در عین حال با این همراهی این ریسک را بالا می‌برید که هیچ وقت مشکل‌شان را رفع نکنند. این کار باعث می‌شود آنها گمان کنند مسئول رسیدگی به مشکل‌شان خودشان نیستند و این‌طور تصور ‌کنند که شاید فرد دیگری باید آن را برایشان حل کند. مهم‌تر از همه‌ی اینها شما با الگویی که از خودتان ارائه می‌کنید آنها را به ادامه‌ی غر زدن تشویق می‌کنید. غر زدن شما به هیچ وجه پاسخ مناسبی به غر زدن آنها نیست.

 

این صفحه را به اشتراک بگذارید.