روانشناسی عشق و ازدواج

1.00 (1)

عاشقی قبل از ازدواج یکی از موضوعات بحث برانگیز در میان جوانان است. در گذشته افراد باور داشتند که عشق و علاقه بعد از ازدواج به‌وجود می‌آید.اما امروزه بسیاری از افراد معتقدند که حتما باید عاشق شوند و بعد ازدواج کنند. آیا واقعا عشق قبل از ازدواج ضروری است و یا بعد از آن نیز می‌توان در طول زندگی مشترک عاشق شد؟ در واقع ممکن است عاشق شدن پیش زمینه‌ مناسبی برای ازدواج باشد اما پس از آن نیز باید روی تداوم آن تلاش کرد. عاشقی قبل از ازدواج تنها در صورتی می‌تواند به ازدواج موفق کمک کند که درست و اصولی شکل بگیرد. البته در ابتدای امر ضروری است معیارها و ملاک های تشخیص یک ازدواج موفق را شناخت و با راهکارهای اصولی آن آشنا شد.

علاقه در ازدواج چقدر مهم است؟

از نظر روانشناسان علاقه در ازدواج بسیار حائز اهمیت است و یکی از ارکان مهم هر رابطه ای می باشد ولی اگر بخواهیم واقع بینانه به آن نگاه کنیم ازدواج هایی وجود دارند که بدون عشق و علاقه در حال ادامه یافتن هستند. بنابراین اینطور می توانیم بگوییم که جایگاه عشق در ازدواج جایگاه بسیار مهمی است ولی یک جایگاه ضروری نیست.

ولی یک لحظه زندگی بدون عشق و علاقه را در نظر بگیرید، واقعا هدف از این نوع زندگی چیست؟

مشکلات ازدواج بدون عشق

بسیاری از افراد با فرض اینکه عشق و علاقه بعد از ازدواج به وجود می آید و به وجود آن ها در ابتدای رابطه نیازی نیست، ازدواج کرده اند. آن ها معتقدند که شروع زندگی بدون عشق آنقدرها هم سخت نیست و با کمی تحمل به آن چیزی که می خواهند می رسند. حال بیایید و عواقب ازدواج بدون عشق را با یکدیگر بررسی کنیم:

نداشتن هیجانات مربوط به ابتدای ازدواج

اگر در اطرافتان زوج جوانی وجود داشته باشد متوجه خواهید شد که رفتار آن ها کمی غیر طبیعی است و شاید برای شما کمی مسخره باشد ولی مطمئن باشید وقتی شما نیز در آن جایگاه قرار بگیرید همین رفتارها را از خود نشان خواهید داد. این ها همه طبیعی هستند و اثرات وجود یک رابطه با چاشنی عشق هستند. اما ازدواج بدون علاقه چنین چیزهایی را برای شما فراهم نمی کند و به هیچ عنوان شما شور و هیجانی را مشاهده نمی کنید.

شروع جر و بحث ها از همان اول

وقتی که ازدواج بدون عشق و علاقه را انتخاب می کنید باید آماده باشید که از همان ابتدا بر سر کوچک ترین مسائل با همسر خود جر و بحث کنید. زیرا یکی از اثرات ازدواج بدون عشق از بین رفتن حس از خودگذشتگی و فداکاری برای دیگری است. شما باید خودتان را برای یک میدان جنگ تمام عیار آماده کنید. البته ممکن است برعکس این موضوع نیز اتفاق بیفتد امکان دارد حتی به اندازه جر و بحث کردن هم تحمل یکدیگر را نداشته باشید و بدین صورت محیط خانه تبدیل به یک محیط سرد و بی روح می شود که دو نفر به سختی با یکدیگر صحبت می کنند.

 سعی می کنید از یکدیگر دوری کنید

وقتی که نسبت به یکدیگر هیچ حسی نداشته باشید طبیعی است که سعی کنید ارتباطتان را به کمترین حالت ممکن برسانید. شما سعی می کنید که در زمان های متفاوتی غذا بخورید تا مجبور نباشید که بر سر یک سفره با یکدیگر باشید و یا اینکه سعی می کنید دیر وقت به خانه برگردید چرا که می خواهید همسرتان خواب باشد. همین موضوع باعث می شود که دیگر فقط هم خانه یک دیگر باشید نه همسر یکدیگر.

نداشتن امید به آینده

ازدواج با کسی که دوستش ندارید امید به زندگی و امید به آینده را در شما خواهد کشت. وقتی که زندگی ای که الان دارید را با زندگی ایده آلتان مقایسه می کنید متوجه می شوید که در یک چیز بی معنی گیر افتاده اید. زندگی ای که هر روز صبح مجبور هستید با شروع شدنش تحملش کنید بدون این که هدفی برای آینده داشته باشید.

از کجا بدانیم دچار تب عشق یا عشق کور شده ایم؟

عشق می تواند مثل یک بیماری مانع از آن شود که قبل از ازدواج همسرتان را بشناسید. اگر علائم زیر را در خود می بینید، بهتر است پیش از تصمیم گیری برای ازدواج با مشاور خانواده مشورت کنید:

  1. عشق به طور ناگهانی و تند در شما ایجاد شده و به اوج رسیده است.
  2. نمی توانید هیچ گونه ضعفی در همسر آینده تان تشخیص دهید. هیج فردی کامل نیست. اگر نمی توانید هیچ نقطه ضعفی در او بیابید، بدانید که عشق مانع از شناخت شده است.
  3. انگار فلج شده اید. به هیچ کار دیگری نمی رسید و در تمام روز به او فکر می کنید.
  4. به خاطر عشق به دردسرهای زیادی در زندگی افتاده اید.
  5. تحمل لحظه ای جدایی از او را ندارید.
  6. هیچ کس و هیچ چیز جز او را نمی بینید و نمی توانید حرف های دیگران را درک کنید.

دلایل ادامه دادن یک ازدواج بدون علاقه

فکر کنم تا به اینجا متوجه شده اید که اگر علاقه در ازدواج وجود نداشته باشد چه اتفاقاتی خواهد افتاد. اگر ازدواج بدون عشق صورت بگیرد ممکن است ادامه پیدا بکند ولی مطمئن باشید هیچگاه به عنوان یک زوج کامل این اتفاق نخواهد افتاد آن ارتباط لازم هیچگاه برقرار نخواهد شد.

اما خب گاهی اوقات زوجین دلایل خاص خودشان را برای ادامه دادن یک ازدواج بدون علاقه ارائه می دهند که عمده ترین آنها را برایتان در اینجا شرح می دهیم.

طلاق از نظر جامعه پذیرفته شده نیست

وقتی از برخی از زوجین پرسیده می شود که آیا می شود بدون عشق زندگی کرد؟ صراحتا می گویند چنین چیزی امکان پذیر نیست. ولی مشاهده می کنیم که آن ها دارند این کار را انجام می دهند و وقتی از آن ها دلیل این موضوع را می پرسیم در پاسخ می گویند طلاق از نظر جامعه پذیرفته نیست. اگر از یکدیگر جدا شویم نمی توانیم به راحتی به جمع خانواده خود برگردیم.

بخاطر بچه هایمان

زوج هایی که فرزند دارند بخاطر این که فرزندانشان درگیر آسیب های روحی نشوند و زیر نظر نامادری و یا ناپدری بزرگ نشوند تصمیم می گیرند که هرچند شده بدون وجود علاقه در ازدواج خود باقی بمانند و فرزندان خود را با یکدیگر بزرگ کنند. اینگونه از والدین انتخاب خود را کرده اند و سلامت زندگی فرزندشان را به زندگی خودشان ترجیح داده اند.

انکار کردن واقعیت

وقتی از برخی از افراد در مورد عواقب ازدواج بدون عشق می پرسیم خودشان را بهت زده نشان می دهند و این موضوع را به طور کامل نفی می کنند. ولی خب نبودن عشق در یک رابطه چیزی نیست که بتوان آن را برای طولانی مدت مخفی کرد.

شرط ازدواج درست

  • تفاهم
  • هم کفو بودن
  • هدفمندی، مسئولیت پذیری و تعهد
  • سلامت روان
  • احترام

چنانچه زوجی دارای شروط اصلی ازدواج هستند، به شرط دوست داشتن یکدیگر، می توانند با هم ازدواج کنند. بنابراین، عشق در ازدواج در جایگاه دوم و پس از معیارهای منطقی و اصلی قرار دارد. در واقع، «انتخاب عاقلانه، زندگی عاشقانه».

داشتن عشق برای ازدواج کافی نیست. عشق قبل از ازدواج تضمین شادی پس از آن نیست، اما اگر از روی منطق و عقل باشد می تواند به رضایت بیشتر در زندگی منجر شود. در عین حال، ازدواج با فردی که او را دوست نداریم، حتی اگر دارای بالاترین و بهترین معیارهای عقلی باشد، سرانجامی جز تلخی ندارد.

برای یک ازدواج سالم معجونی از همه اینها لازم است.

روانشناسی ازدواج

روانشناسی ازدواج موضوعی است که قبل از ازدواج میتونه خیلی چیزها را برامون معلوم کنه. ازدواج از مهم‌ترین مراحل زندگی هر انسان است که با خودش نگرانی‌هایی را به همراه داره.

ازدواج موفق و یا ناموفق روی سلامت جسم و روان تاثیر زیادی داره، به این دلیل روانشناسان، روی کیفیت رابطه های زناشویی، رضایت زوجین و تاثیرش برروی سلامت خانواده تاکید دارن.

در سال 1930 میلادی درباره روان شناسی ازدواج مطالعاتی صورت گرفت و اولین تحقیق منتشر شده در رابطه با روانشناسی ازدواج مربوط به ترمن و همکارانش بود که درباره تفاوت‌های بین ازدواج موفق و ناموفق صورت گرفت .

روانشناسی ازدواج به شما میگه که از کجا می تونین مطمئن بشین دونفر با یکدیگر تناسب دارن و مکمل هم هستن یا نه.

افرادی که برای ازدواج باهم مناسب نیستن می‌توانن با روانشناسی ازدواج متوجه عدم تناسب خودشون بشن. این علم با در نظر گفتن ضمیر ناخودآگاه برای ازدواج کمک میکنه تا بهترین انتخاب را داشته باشین.

 

برای شناخت اختلالات شخصیت و روانشناختی در تست MMPI شرکت کنید.

همچنین برای شناخت خصوصیات شخصیتی در تست نئو و شخصیت شناسی قبل ازدواج تست کتل شرکت کنید.

 

 
این صفحه را به اشتراک بگذارید.