سنجش شخصیت


سنجش شخصیت

شرکت در آزمون آنلاین MMPI-2

شرکت در آزمون آنلاین NEO-PI-R

تعریف شخصیت

شخصیت نیز مانند هوش ،تعاریف بسیاری دارد.آلپورت،در تحقیقی راجع به تعاریف شخصیت مشاهده کرد که از این گونه تعاریف 50 نوع مختلف تعریف وجود دارد و اغلب آن ها را در دو دسته نسبتا مشخص قراردارد:

دسته ی اول:

تعاریفی که روش آن ها بر اساس تحقیق درباره ظواهر رفتار و اعمال بیرونی وظاهری قرار گرفته است،که به آن ها تئوری«صوری» یا تئوری «ماسک» (mask theory)می گویند.

دسته ی دوم:

تعاریفی است که در آن از چگونگی و عمق ماهیت شخصیت صحبت می شود و به آن تئوری عمیق یا سابستانس (substance theory) می گویند.لغت شخصیت که لاتین ان پرسونالیتی (personality) است، از کلمه ی پرسونا گرفته شده یعنی ماسکی که بازیگران تئاتر یونان قدیم در موقع اجرای نمایش به صورت می زدند.بنابراین در اصل ،منظور رفتارهای ظاهری،صوری و ارزش اجتماعی فرد است که در بین عوامل رایج است؛مانند اینکه گفته می شودغفلان شخص،شخصیت برازنده ای دارد».معایب تئوری صوری بسیار است،ولی دو اعتراض اساسی بر این نظریه وارد است:اول اینکه توصیف شخصیت با این روش به شخص مشاهده کننده بستگی دارد،که این باعث می شود تفاوت های فردی در نظریه او تاثیر فراوانی داشته باشد.دوم اینکه رفتارهای مختلف ظاهری مکن است دارای علل کاملا مختلف و متفاوتی باشد،و آگاهی از این که شخص درستکار است شجاع یا فداکار است یا خودخواه،از شخصیت افراد شناخت عمیقی و اصولی به دست نمی دهد.روانشناسان،بیشتر تئوری عمقی را قبول دارند و سعی می کنند علل و عوامل نهفته و عمقی رفتار بشر را دریابند،زیرا شناخت این مسایل را در شناسایی شخصیت مهم می دانند.بدین منظور روانشناسان سعی می کنند فرضیه هایی بسازند تا بر اساس ان ها عوامل پویایی به وجود اورنده ی شخصیت را توضیح دهند.این گونه فرضیه ها،پدیده هایی را توجیه می کنند که فرض می شود وجود دارند،ولی مستقیما قابل مشاهده نیستند مانند غریزه،انگیزه ها،عواطف و احساسات،مکانیزم های دفاعی و امثال آن.

البته فرضیه هایی که باید پدیده های فرضی درونی موجود را توضیح دهند ،اغلب مهم،پیچیده،دشوار و گاهی نیز بی اساس و غیر علمی هستند و خیلی بیشتر از تئوری صوری،نظر شخصی در آن تاثیر دارد و عیب اصلی این گونه تئوری ها نیز همین مساله است.یکی از مشهور ترین انواع تیپ شناسی،طبقه بندی یونگ است که افراد را به دو دسته درونگرا و برونگرا تقسیم کرده است.به نظر یونگ ،شخصی درونگرا است که بیشتر به گوشه گیری،تنهایی و مشغول بودن با تفکرات و عواطف خود تمایل دارد؛برعکس فردی برونگرا است که میل به تماس با افراد اجتماع در او شدید است.شخصیت ،مجموعه ای از اجزای جدا از هم نیست،بلکه دارای سازمان است.در روانشناسی از دو نوع روش برای ارزیابی و اندازه گیری شخصیت استفاده می شود:یکی روش عینی و دیگری روش فرافکن.در روانشناسی بالینی،روش های عینی را نیز می توان به دو دسته تقسیم کرد:یکی آنکه رفتار افراد را با مشاهده مستقیم ارزیابی می کند و بنابراین به آن ها هم می توان نام مشاهدات کلینیکی داد و دسته دیگر که ان ها را به نام آزمون های عینی می شناسیم.بهترین روش برای ارزیابی شخصیت،روش بالینی است.

روش مشاهده کلینیکی

مشاهده کلینیکی معمولا در دو موقعیت انجام می شود:یکی موقعیت طبیعی و دیگری موقعیت آزمایش.مشاهده در موقعیت طبیعی ،آن است که فرد مورد مشاهده،به هیچ وجه متوجه نمی شود که تحت مشاهده قرار گرفته است.نمونه های این نوع مشاهده ها فراوان است.مثلا در رشته روانشناسی کودک،روانشناسان رفتارهای انفرادی و جمعی کودکان را به تفصیل از این طریق مشاهده کرده اند.به این منظور می توان از آیینه یک طرفه ،وسایل فیلمبرداری و امثال آن استفاده کرد.گزل و پیاژه از دانشمندان بزرگ روانشناسی،در موارد بسیاری از این روش ها در مورد کودکان استفاده کرده اند.مشاهده در موقعیت آزمایشی ،آن است که مشاهده کننده در ان دخل و تصرف کرده و وضعی قرار دادی و تصنعی به وجود می آورد.در این وضع فرد غالبا می داند که تحت ارزیابی قرار دارد.در این گونه شرایط،روانشناسان عکس العمل های افراد در مقابل پرس های (فشار)جسمی و روانی ،قدرت رهبری،ابتکار،ثبات شخصیت،پشتکار،تحمل مشکلات،تلقین پذیری،درونگرایی و برونگرایی،صداقت،درستی و امثال ان را می سنجند.

تکنیک های مشاهده:روانشناسان برای انجام مشاهده،تکنیک های مختلفی به کار برده اند.به عنوان مثال،روش سوسیومتری و مقیاس درجه ای را بیان می کنیم.

الف)سوسیومتری: در سال 1934،مورینو روانپزشک آمریکایی،برای شناخت ارتباط اجتماعی گروه ها روش جالبی ارائه داد.او این تکنیک را سوسیومتری خواند.اساس نظری این روش چنین است که در هر گروهی،بعضی از افراد ان گروه ،به طرف یکدیگر کشیده می شوند و گروه های کوچکتری تشکیل می دهند.ممکن است یک نفر مورد توجه بیشتر اعضا باشد،یا یک نفر دیگر مورد توجه کمتری قرار گیرد و یا افراد مختلف گروه،توجه بعضی و بی اعتنایی بعضی دیگر از اعضای گروه را به خود جلب کنند.

روش اساسی سوسیومتری؛ این است که از افراد یک گروه می خوواهند تا از میان افراد گروه کسانی را که میل دارند در موضوعی مانند دوستی،هم اتاق بودن،رفتن به مهمانی،همبازی بودن و امثال آن شریک باشند،انتخاب کنند.سپس نام افراد منتخب را به صورت یک سوسیوگرام رسم می کنیم.

ب)مقیاس درجه ای: مقیاس درجه ای معمولا از فهرست شناخته شده شخصیت ساخته می شود.در این فهرست ،صفات را به تعدادی از افراد می دهیم و از آن ها می خواهیم که بگویند هر یک از این صفات تا چه اندازه مشخص کننده فرد به خصوصی است.سپس همبستگی آماری این قضاوت از یک شخص و قضاوت های دیگران در شرایط مختلف را بدست می آوریم.از این طریق،معیاری از خصوصیات رفتار یک فرد به دست می آید.میزان کردن مقیاس درجه ای به اندازه میزان کردن آزمون های شخصیت موفقیت آمیز نبوده است،اما با این وجود،مقیاس درجه ای در روانشناسی زیاد به کار گرفته می شود.یکی از مشهورترین این مقیاس ها عبارت است از مقیاس رشد اجتماعی واینلند.

آزمون های عینی

آزمون های عینی شخصیت یا به قول معروف؛ آزمون های مداد-کاغذی ،نوعی مصاحبه میزان شده هستند.پایه ی اصلی این ازمون ها را تعدادی پرسش تشکیل می دهند که به وسیله روانشناسان طراحی می شود و منظور از آن اندازه گیری طرز فکر ،علاقه،بیماری و امثال آن است.شخص مورد آزمایش به این پرسش ها پاسخ بله ،نه و یا نمی دانم می دهد.از این پرسش ها نتیجه عددی مشخصی به دست می آید و آزمایشگر بر اساس نرم خاصی ان ها را تعبیر و تفسیر می کند.در حال حاضر تعداد این نوع آزمون ها بی شمار است،زیرا از زمانی که اولین ان ها به نام مقیاس اطلاعات فردی وودورث در سال 1918 به وسیله ی وودورث ساخته شد،تا امروز انواع مختلف دیگری از آزمون های عینی ساخته شده است .یکی از مهم ترین و معروف ترین ان ها که امروزه زیاد از ان استفاده می شودآزمون چند طبقه ای شخصیت مینه سوتا است(ام.ام.پی.آی).

نقاط قوت ازمون های عینی؛ آزمون های عینی شخصیت یا پرسش نامه های خود سنجی،نقش مهمی در تحول و رشد روانشناسی بالینی داشته اند.از نقاط قوت این آزمون ها نخست ان که این پرسش نامه ها مقرون به صرفه اند.پس از یک رشته راهنمایی های کوتاه می توانیم گروه کثیری را به طور همزمان بیازماییم.هم چنین یک بیمار می تواند به تنهایی ان ها را پر کند.حتی می توان ان ها را به صورت رایانه ای نمره گذاری تفسیر کرد.

ثانیا نمره گذاری و اجرای نسبتا ساده و دقیقی دارند.این قضیه نیز متقابلا تفسیر ان ها را آسانتر می سازد و ظاهرا متخصص بالینی نیاز کمتری به مهارت در تفسیر نمرات ان ها دارد.غالبا برای هر بعد (مثلا سازگاری-ناسازگاری)ی ا صفت (مثلا وابستگی یا ضد اجتماعی بودن) نمره معینی به دست می آید.همین ساده بودن طاهری ازمون های عینی است که برای بسیاری از متخصصان بالینی جذابیت است.در نهایتفآزمون های عینی از پایایی خوبی برخوردارند.

نقاط ضعف آزمون های عینی ماده های بسیاری از پرسش نامه ها،ماهیتی رفتاری دارند.یعنی سوالات یا جملات ان ها در مورد رفتارهایی هستند که یا معرف پاسخ گو هستند یا نیستند.اما علاقه مندان به انگیزه ها یا پویایی های روانی نتیجه چندانی از مواد این پرسش نامه نمی گیرند.برای مثال اگرچه ممکن است دو نفر به یک ماده رفتاری معین اشاره و آن را تایید کنند (در خوابیدن مشکل دارم) ولی دلال مشکل آن ها ممکن است کاملا متفاوت باشد.بعضی از پرسش نامه ها نیز حاوی ترکیبی از مواد هستند که رفتارها،شناخت ها و نیاز ها را اندازه می گیرند.

اما پرسش نامه ها غالبا یک نمره ی کلی می دهند که ترکیب های مختلف این رفتارها ،شناخت ها و نیازها را نشان می دهد.پس دو نفر که نمره ی واحدی می گیرند.ممکن است کاملا با هم متفاوت باشند حتی در رابطه با صفت شخصیتی یا سازه مورد نظر پس یک نمره در یک ابزار اندازه گیری را می توانیم به شیوه های مختلفی تفسیر کنیم.مشکلات دیگری در مورد صریح بودن معنای سوالات برخی پرسش نامه ها وجود دارند،که می توانند برخی را به دروغگویی و سرهم بندی وادارند.بعضی از آزمون ها به شدت بر خود آگاهی و خود شناسی بیماران متکی هستند.

در برخی موارد هم درک محدود یا حتی محدودیت در توانایی روخوانی بعضی افراد باعث می شود برداشت درستی از سوالات نداشته باشند.روانشناسان بالینی برای تشخیص بیماری بعد از اندازه گیری گنجایش استعداد و هوش افراد به تحقیق درباره انگیزه ها و کشمکش های حاصله از آن می پردازند.در اینجا لازم است تعریفی از انگیزه داشته باشیم.انگیزه عبارت است از :عواملی ارگانیزم را از درون وادار به تحریک می کند.به نظر روانشناسان اعمالی که از افراد سر می زند بر اثر فشار این عوامل درونی است.البته آن ها با شوهاد و دلایل علمی نشان داده اند که با اعمال و رفتار اکتسابی می توان از شدت این انگیزه ها کاست.به طور کلی انگیزه ها،پدیده های بسیار پیچیده ای هستند که دارای جنبه های فیزیولوژیک،روانی و اجتماعی می باشند.هم چنین نقش ان ها بسیار گسترده است.زیرا با آنکه تئوری های مختلف از راه های متفاوتی تکامل شخصیت را تشریح می کنند،ولی هسته ی مرکزی تحقیق همه آن ها را انگیزه ها تشکیل می دهد.

برای روشن شدن مطلب میتوان دیدگاه روانکاوان در مورد تمایلات غریزی افراد را مثال زد،که به صورت سرشت(نهاد-بن-اید)(id) ظاهر می شود و انگیزه های اصلی رفتار را در بر می گیرد .به نظر آن ها ،تعارضات درونی بشر در اثر برخورد تمایلات غریزی با مقررات اجتماعی حاصل می شود.البته هر یک از روانشناسان برای انگیزه های رفتاری بشر،اصطلاح خاصی را به کار برده اند،از جمله مورای روانشناس آمریکایی از هیجانی که انسان را وادار به فعالیت می کند،با عنوان «احتیاج» نام برده است.یا لوین روانشناس پیرو مکتب گشتالت ان را نیرو می نامد.در مجموع تمام این تئوری ها انگیزه را عمل اصلی رفتار بشری می دانند.به نظر روانشناسان بالینی اساس و علت اصلی ایجاد اختلالات روانی ،کشمکش میان انگیزه های مختلف بشر است.

روش های ساخت آزمون های عینی

راهبردهای مختلف برای ساخت پرسش نامه های خود سنجی تدوین شده است،که عبارتند از اعتبار یابی محتوایی،ملاک یابی تجربی،تحلیل عاملی و رویکرد اعتبار سازه.

اعتباریابی محتوایی: صریح ترین و مستقیم ترین رویکرد در اندازه گیری این است که متخصصان بالینی ابتدا آنچه را که می خواهند بسنجد،مشخص کرده و سپس همان اطلاعات را از بیمار بخواهند.برای مثال پرسشنامه اطلاعات شخصی وودورث که در جنگ جهانی اول مورد استفاده قرار می گرفت،یک نوع مصاحبه روانپزشکی استاندارد بود.محتوای این پرسشنامه،بر اساس بررسی ادبیات روانپزشکی تنظیم شده بود.هدف این بررسی نیز مشخص کردن نشانه های اصلی روان رنجوری و روان پریشی بود.

سپس موادی ساخته شدند تا این نشانه ها را بسنجند.در نتیجه در صورت نمونه گیری رضایت بخش از دامنه روان رنجوری یا روان پریشی،می توان گفت که آزمون مورد نظر اعتبار دارد.ولی مشخص کردن اعتبار محتوا چیزی بیش از مشخص کردن آنچه می خواهیم بسنجیم و سپس تهیه ماده هایی متناسب با این تصمیم می باشد.در روش پیچیده تر اعتبار یابی محتوایی؛1)تمامی جنبه های متغیر مورد نظر تعریف می شود.2)قبل از جمع آوری مواد،با متخصصان امر مشورت می شود. 3)برای ارزیابی میزان ارتباط هر ماده با متغیر مورد نظر،از تعدادی قضاوت کننده نظر خواهی می شود.4)قبل از لحاظ کردن هر ماده در ابزار اندازه گیری،برای ارزیابی ان ها تحلیل های روان سنجی استفاده می شود.

ولی طبق مشاهدات ویگنیز (1973)،رویکرد اعتبار یابی محتوایی در آزمون سازی،یک رشته مشکلات ذاتی دارد،نخست آنکه آیا متخصصان بالینی می توانند چنین فرض کنند که بیماران هر ماده را دقیقا یکسان تعبیر و تسیر می کنند؟دوم آنکه آیا بیماران می توانند رفتارها با هیجانات خود را دقیقا گزارش دهند؟مشکل سوم این است که ایا بیماران صداقت به خرج خواهند داد،یا سعی می کنند چهره خوبی(یا گاهی بدی)از خودشان نشان دهند؟چهارم ان که آیا متخصصان بالینی می توانند چنین فرض کنند که رای متخصصان مورد نظر در مورد ماهیت مفهوم مورد نظر انان صائب است؟

ملاک یابی تجربی: بهترین نمونه این روش نسخه اولیه شخصیت سنج چند وجهی مینه سوتا(mmpi) است.در این رویکرد در خصوص راستگویی یا دروغگویی بیمار هیچ فرضی وجود نداشته و این که پاسخ او،واقعا یا رفتار یا احساسات مورد نظر تناظر داشته باشد یا نه اهمیتی ندارد.بلکه مهم این است که برخی بیماران،خودشان را به گونه ای خاصی توصیف می کنند.فرض مهم در این رویکرد ان است که بیماران در هر گروه تشخیص به شکلی پاسخ می دهند.بدین ترتیب سودمندی یک ماده صرفا به این بستگی دارد که تا چه حد گروه های تشخیصی شناخته شده را از هم تفکیک می کند.در روش ملاک یابی تجربی،تاکید بر درست و منطقی بودن سوالات و مواد نیست.اگر یک سرال منطقی نباشد اما بتواند دو گروه مثلا افسرده و غیر افسرده را از هم متمایز کند نگه داشته می شود.پاسخ آزمودنی در آزمون لزوما نمونه ای از رفتار نیست.چون محتوای آن ماده ،رابطه مستقیمی با نشانه های اعضای گروه تشخیصی مربوط ندارد.البته روش ملاک یابی نیز مشکلات خاص خود را داراست.مهم ترین ان ها دشوار بودن تفسیر یک نمره است.اگرچه یکی از جنبه های اعتبار اثبات،این نکته است که آزمون می تواند بیماران مختلف را از هم جدا کند.ولی استفاده صرف از روش ملاک یابی تجربی،جهت انتخاب مواد یک آزمون توصیه نمی شود.

تحلیل عاملی: امروزه اکثر آزمون سازان از رویکرد تحلیل عاملی (یا همسانی درونی) استفاده می کنند.در این رویکرد همبستگی متقابل موارد پرسش نامه های شخصیتی موجود مشخص شده،سپس با تحلیل عاملی،مقیاس هایی که تصور می شود ابعاد اصلی شخصیت را نشان می دهند.مشخص یا بیرون کشیده می شوند.رویکرد تحلیل عاملی اکتشافی،یک رویکرد غیر نظری است.این رویکرد با مشخص کردن تمامی ماده ها شروع می شود.سپس این مواد به عناصر اصلی تقلیل می یابند.رویکرد تحلیل عاملی تاثیری،نظری تر است و در پی تاثیر یک ساختار عاملی فرضی (متکی بر پیش بینی های نظری)برای مواد آزمون می باشند.نقطه قوت رویکرد تحلیل عاملی در آزمون سازی تاکید ان بر اثبات تجربی این قضیه است که مواد موجود برای اندازه گیری یک متغیر با بعد شخصیتی مهم رابطه شدیدی دارند.اما محدودیتش این است که به خودی خود نشان نمی دهند که این ماده ها واقعا و عملا متغیر مورد نظر را اندازه می گیرند.آنچه که می دانیم فقط این است که یک چیز را اندازه می گیرند. پرسشنامه های گیلفورد بهترین نمونه تاریخی رویکرد تحلیل عاملی هستند.

رویکرد اعتبار سازه:این رویکرد جنبه های مختلف اعتبار یابی محتوایی،ملاک یابی تجربی و تحلیل عاملی را در هم می آمیزد.در این رویکرد برای اندازه گیری برخی مفاهیم یک نظریه،مقیاس هایی تدوین می شود.در مورد سنجش شخصیت هدف این رویکرد تهیه و تدوین ابزارهای اندازه گیری خاصی است که متکی بر نظریه های شخصیت هستند.اعتبار یابی وقتی صحت دارد که بتوانیم بگوییم مقیاس ،سازه نظری مورد نظر را اندازه می گیرد.رویکرد اعتبار سازه به دلیل جامع بودنش،بیشترین مطلوبیت و در عین حال بیشترین سختی را داراست.در جدولل زیر اعتبار ماده ای را که ادعا می شود افسردگی را اندازه می گیرد بر مبنای هر یک از این چهار راهبرد آزمون سازی نشان می دهد.

راهبردهای موجود برای نشان دادن اعتبار ماده«ای کاش می توانستم خوشبخت تر باشم»
اعتبار محتوا این ماده وقتی اعتبار دارد که صاحب نظران بگویند و تایید کنند که ماده مورد نظر معرف سندرم افسردگی است.
ملاک یابی تجربی گروه های افسرده را از گروه های غیر افسرده جدا کند.
تحلیل عاملی نشان می دهد ماده مزبور با خوشه همگن و مستقل و موادی که ادعا می شود افسردگی را اندازه می گیرند رابطه معنا داری دارد.
اعتبار سازه سازه افسردگی را مطابق تعریف آن اندازه بگیرد(افسردگی یعنی نگرش منفی در مورد خود،در این مورد بدبخت دانستن خویش)

 مکانیزم های روانی خاص بیمار

انسان تمایلات خود را به طرقی که یاد گرفته ارضا می کند.به روش های خاصی که بیمار هنگام محرومیت ها و تعارض های روانی بر می گزیند«مکانیزم های سازگاری» می گویند.مثلا دختری که از زیبایی بهره ای نبرده است امکان دارد این نقص را از طریق ساعی بودن در تحصیل جبران کند.دختر دیگری با همین مشکل ممکن است ایجاد رابطه نا مشروع را وسیله جبران محرومیت های خود قرار دهد.البته این نوع روش های سازگاری با محرومیت ها اغلب منجر به ایجاد مشکلات جدید می شود.این گونه مکانیزم های سازگاری در تعدادی بسیاری از افراد بشر به صورت مشترک دیده می شود.به همین علت روانشناسان این سلسله از رفتارها را با اصطلاحاتی مانند:فرافکنی،دلیل تراشی و سر کوبی نامگذاری کرده اند.نکته مهم ان که شناسایی تعارض میان انگیزه ها که سبب ایجاد اختلالات روانی می شود.برای درک چگونگی خصوصیات روانی شخص کافی نیست بلکه باید نحوه مقابله ی افراد با این تعارض ها و راه حل های آن نیز شناخته شود.برای این که بتوانیم بر اساس علل بیماری ،تشخیص درستی به دست آوریم باید این سه عامل را که شامل احتیاجات بیمار ،محرومیت های او و نحوه عکس العمل است که در قبال این محرومیت ها از او سر می زند به درستی بشناسیم.

تئوری های شخصیت

تئوری های مهمی که در حال حاضر سعی می کنند در توجیه و تشریح شخصیت،آشکارا قدم بردارند.عبارتند از تئوری انگیزه و پاسخ رفتار گرا،تئوری صفات ،تیپولوژی ،احتیاج-پرس،پدیدار شناسی،تئوری میدانی،پیسکوانالیز و روانشناسی شناختی.در اینجا به بعضی از این تئوری ها به اختصار اشاره می کنیم.

1-تئوری انگیزه و پاسخ

روانشناسان رفتارگرا اغلب تحقیقات خود را از زمینه یادگیری شروع کرده و به تدریج به قلمرو شخصیت رسیده اند.آن ها توجه کامل خود را به رابطه میان انگیزه و پاسخ معطوف کرده و چگونگی به وجود آمدن عادات را مورد بررسی قرار داده اند.این افراد طرفدار روش عینی بوده و فقط به مسایلی که از لحاظ عینی و مادی قابل اندازه گیری است،اهمیت می دهند.از جمله این افراد می توان به دالرد(دالارد)،ماور،کلاکهن و هال اشاره کرد.متداول ترین نظریه این دسته از روانشناسان این است که شخصیت تحت شرایط معینی از برانگیختگی و هیجان در حضور محرک های خارجی موجود عکس العمل ها یا پاسخ هایی نشان می دهد.این پاسخ ها از شدت هیجان موجود می کاهندفبنابراین یاد گرفته می شوند در طول مدتی که این عمل تکرار می شود عادت به وجود می آید.به عبارت دیگر موجود یاد می گیرد که در برابر عوامل به خصوص و تحت شرایط معینی از خود یک سلسله رفتارهای منطقی بروز دهد که به ان ها عادت می گوییم.این عادات یا سلسله رفتارها به تدریج پیچیده تر می شوند.عادت هر شخص منحصر به خود اوست.زیرا تجارب مخصوص به خود او و عوامل ارثی و تکوینی که زمینه آن رفتار را در او ایجاد کرده اند،به نحو خاصی در او تاثیر گذاشته اند.این خصوصیات شخصی اعم از ارثی و اکتسابی حدود محرک های درونی شخص را معلوم کرده و در نوع پاسخ و مقدار یادگیری او تاثیر فراوان دارد.مثلا نوع رفتارهای که بالقوه در موش وجود دارد،با آنچه که از انسان بر می آید تفاوت دارد.به همین منوال افراد یک جامعه نیز در عین حال که به علت تشابه عوامل محیط،عادات مشابهی دارند،ولی به علل تفاوت های فردی عاداتی متمایز از یکدیگر نیز دارند.بنابراین به نظر روانشناسان رفتارگرا شخصیت هر فرد را مجموعه رفتارهای او می سازد.

تئوری صفات

همان طور که روانشناسان رفتاری ،واحد شخصیت را عادت می دانند گروه دیگری از روانشناسان واحد شخصیت ظاهری او بر می شمرند.این تئوری نیز در اوایل مانند تئوری رفتاری از تئوری های صوری به حساب می آمد.بدین معنی که روانشناسان پیرو این نظریه بیشتر هم خود را صرف شناختن خصوصیات ظاهری و صوری افراد می کردند.البته در این اواخر افرادی مانند گورودن الپورت پیشنهاد کرده اند که تئوری صفات را می توان از جنبه عمقی مورد توجه قرار داد.بعضی از روانشناسان نیز اهمیت شناخت تفاوت میان صفات ظاهری و صفات عمقی را ذکر کرده اند؛مثلا آلپورت و کتل معتقدند که صفات ظاهری زود گذر و متغیر بوده و تحت شرایط محیطی تغییر می کنند،در حالی که صفات عمقی به نسبت ثابت تر،مستمر تر و دایمی تر هستندصفات ممکن است عمومی باشد؛یعنی در گروهی از مردم به علل تشابه ارثی و محیطی،صفات مشترکی وجود داشته باشند و یا ممکن است فردی و منحصر به شخص بخصوصی باشد و دیگران از آن بهره ای نبرده باشند.در سال های اخیر روانشناسی مانند کتل و آیزنک با روش های همبستگی و تحلیل عوامل سعی کرده اند به صفات مشترک و منحصر به فرد افراد از راه علمی دست یابند.

 تئوری تیپ شناسی

تیپولوژی یا تیپ شناسی مانند تئوری صفات به اندازه گیری خصوصیات مشخص و جداگانه افراد توجه می کند.با این تفاوت که تیپ از صفات وسیع تر است و در واقع مجموعه ای از صفات است.مثلا صفات متعددی ،درونگرایی را می سازند.فرد درونگرا دارای صفاتی مانند گوشه گیری،خجالت،ترس،اضطراب،احساس حقارت و امثال آن است.این صفات روی هم ،تیپ درونگرا را می سازد.یکی از علل رواج تیپولوژی سادگی ان است.بدین معنی که تمام رفتارهای بغرنج و پیچیده انسان را می توان در یک یا چند تیپ خلاصه کرد.یکی از معایب این روش این است که بسیاری از رفتارها را نمی توان تحت یک تیپ خاص قرار داد و با چند طبقه ساده،تمام رفتارهای بشر را توجیه کرد.شاید یکی از مشهورترین نوع تیپ شناسی،طبقه بندی یونگ است.که افراد را به دو دسته برونگرا و درونگرا تقسیم کرده است.به نظر یونگ شخصی درونگرا است که بیشتر به گوشه گیری،تنهایی و مشغول بودن با تفکرات و عواطف خود تمایل دارد ؛برعکس فردی برونگرا است که میل به تماس با افراد اجتماع در او شدید است.به نظر یونگ افراد بشر بین دو قطب درونگرا و برونگرا قرار می گیرند.

4-تئوری احتیاج و پرس(press)

در سال هنری مورای کتاب بسیار مهمی تحت عنوان سیری در شخصیت منتشر کرد.بر خلاف رفتارگراها،مورای به رفتار و فعالیت های صوری موجود،علاقه کمتری دارد و بیشتر به شناختن انگیزه های ایجاد کننده ی آن اهمیت می دهد.به طور کلی ،تئوری او بیشتر تئوری انگیزشی شخصیت است.

دو عامل اصلی تئوری شخصیت مورای عبارتند از :احتیاج و پرس. احتیاج عبارت است از :یک پدیده فرضی که به منظور توجیه بعضی از حقایق عینی و ذهنی ،فرض وجود آن لازم است.مشخصات ان نماینده وجود ان است و می توان آن ها را از رفتارهای عینی و قابل مشاهده موجود تعیین کرد.

احتیاج از نظر مواردی مانند همان محرک یا انگیزه است که دیگر روانشناسان از آن سخن به میان اورده اند.به نظر مورای احتیاج نوعی نیرو است که البته ماهیت بیوشیمی ان نامعلوم است.احتیاج را گاهی شرایط جسمانی ارگانیسم بر می انگیزد،ولی اغلب اوقات احتیاج با علل عاطفی و یا تصور ذهنی بر انگیخته می شود.پس برانگیخته شدن احتیاج موجود برای براوردن آن یا به طرف موقعیتی می رود و یا از ان موقعیت می گریزد در هر صورت نوعی عکس العمل از خود نشان می دهد.مورای این گونه موقعیت ها را پرس(فشار)(press) نامیده است.احتیاجات را می توان به صورت های مختلفی طبقه بندی کرد.

مورای آن ها را به دو دسته تقسیم می کند:دسته اول را احتیاجات اولیه یا فیزیولوژیک و دسته دوم را احتیاجات ثانوی یا پسیکولوژیک (روانشناختی) می نامد.او از سیزده احتیاج اولیه و بیست و هشت احتیاج ثانوی نام برده است.احتیاج های اولیه عبارتند از احتیاج به هوا ،غذا،رابطه جنسی،دفع،فرار و درد.احتیاج های ثانوی شامل؛موضوع هایی مانند:احساس برتری ،حذر از تنبیه،پیشرفت فردی و اجتماعی،به دست آوردن قدرت و امثال ان است.به عقیده مورای احتیاج در هر فردی به نحو خاصی نمود پیدا می کند.

مثلا در یک شخص ممکن است بعضی از احتیاجات،تسلط و قدرت بیشتری داشته باشد تا دیگر احتیاجات و یا در اثر تغییر عوامل محیط(پرس)بعضی از احتیاجات،شدت بیشتری پیدا کنند.همچنین احتیاجات ممکن است ارزش مثبت یا منفی پیدا کنند.اگر شخص یا شیء احتیاج مثبت و خوشایندی را بر می انگیزد،می گویند ان شخص یا شیء ارزش مثبت دارد و در حالت معکوس ان را دارای ارزش منفی می دانند.معمولا بعضی از انواع اشیاء یا افراد به طور مداوم بعضی از انواع احتیاجات را بر می انگیزند،محکم شدن این رابطه عادت را ایجاد می کند.این موضوع علت اصلی مداومت و یکنواختی در رفتار موجودات است.

پرس(press): پرس در اصطلاح مورای،تقریبا همان است که دیگر روانشناسان به آن محیط می گویند.مورای به نقش محیط در ایجاد و تکامل شخصیت اهمیت بسیار می دهد.به نظر او ،پرس یا محیط ماهیت فنومنولوژیک(پدیدار شناختی)دارد؛بدین معنی که ادراک آن با تجارب هر فرد بستگی نزدیک دارد.هر محرک محیطی را باید از لحاظ نوع تاثیری که بر موجود داشته و یا دارد ارزیابی کرد.بنابراین ،پرس یا محیط همیشه باید از دیدگاه احتیاجات فرد مورد بررسی و شناخت قرار گیرد.بر این اساس باید دید که آیا محرک های محیط به نظر فرد آزار دهنده ،تسکین دهنده،تحریک کننده،شوق انگیز،حزن انگیز،منع کننده و یا تعلیم دهنده است؟روابطی که میان احتیاجات و پرس(محیط) وجود دارد،واحد شخصیت را شامل می شود و کاملا قابل بررسی،مشاهده و سنجش است.مواردی بر اساس همین تئوری،آزمون پروژکتیو(TAT) را برای شخصیت ساخته است.

SCL90:

فهرست نشانه بیماری 90 تجدید نظر شده است و فرم کوتاه آن BSI است؛ یعنی سیاهه ی کوتاه نشانه های بیماری .این مقیاس یک مقیاس شخصیت نیست بلکه وسیله ای برای سنجش سطح فعلی نشانه های بیماری است،که در یک فاصله ی زمانی یک هفته ای روی می دهند.این مقیاس متشکل از 90 عبارت توصیفی در یک مقیاس لیکرت است که اجرای آن 12- 15 دقیقه زمان می برد.نشانه ها در بعد متفاوت و 3 شاخص کلی نمره گذاری می شوند و همانند MMPI2،هر نمره دارای مینگین 50 و انحراف معیار 10 است.چهار گروه هنجاری برای مقایسه عبارتند از:الف)بیماران روانی سرپایی؛ب)بیماران روانی بستری؛پ)غیر بیماران؛ت)نوجوانان غیر بیمار.سه شاخص کلی SCL-90-R عبارتند از:شاخص شدت کلی(GSI) بهترین شاخص نشان دهنده ی عمق اختلال و بهترین مقیاس منفرد درماندگی و استرس است.شاخص درماندگی نشانه های مثبت(PSDI) یا معیار ضریب ناراحتی،یک شاخص شدت نشانه است.شاخص مجموع نشانه های مثبت (PST) تعداد نشانه ها را نشان می دهد.مقیاس ابزاری کوتاه برای برنامه ریزی و نظارت بر درمان و سنجش پیامد می باشد،که بر اساس تحلیل عاملی ساخته شده است.در این آزمون نشانه هایی چون:1)جسمانی کردن 2)وسواس فکری-عملی 3)حساسیت بین فردی 4)افسردگی 5)اندیشه پردازی پارانوئی 6)اضطراب 7)خصومت 8)اضطراب فوبی 9)اسکیزوفرنی سنجیده می شود.(9 بعد مقیاس) .این مقیاس مناسب روان پریش،عضوی ها و عقب مانده ها نیست.

تست شخصیت MMPI (ام ام پی آی)

پرسشنامه شخصیتی چند وجهی مینه سوتا ،پرسشنامه استانداردی برای فراخوانی دامنه ی گسترده ای از ویژگی های خود توصیفی و نمره گداری آن هاست،که یک شاخص کمی از سازگاری هیجانی فرد و نگرش وی نسبت به شرکت در آزمون را به دست می دهد.این پرسشنامه توسط هثه ی و مک کین لی در 1940 ساخته شد.پاسخ ها به صورت صحیح یا غلط است.آزمون MMPI در سال 1989 تجدید نظر شده است و به نام MMPI 2 در آمده است،که تفاوت های اصولی با MMPI اصلی دارد.در جریان استاندارد کردن جدید،تعداد 550 پرسش آزمون اولیه ثابت ماند ولی در 82 پرسش تغییراتی داده شده که جملات و بیان ان ها با شرایط روز تطبیق کنند.افزون بر آن 154 پرسش به پرسش های اصلی افزوده شد که در مجموع 704 پرسش پذیرفته شد.در نهایت پس از بعضی تعدیلات،تعداد 567 پرسش به صورت قطعی و نهایی انتخاب شد.ولی به منظور استفاده از مقیاس های بالینی تنها از 370 پرسش استفاده می شود.با بقیه پرسش ها می توان به نیمرخ و ویزگی های شخصیت افراد سالم و غیر سالم نیز پی برد.وقتی هثوی و مک کینلی شخصیت سنج پند وجهی مینه سوتا را تهیه کردند،هدف اصلی آن ها تشخیص های روانپزشکی بود.آن ها مواد دیگر آزمون های شخصیتی،شرح حال های موردی و تجارب بالینی را در هم آمیخته و در نهایت به یک طبقه بندی روانپزشکی رسیدند که شامل موارد ذکر شده در جدول زیر می باشد.

ماده های شبیه سازی شده شخصیت سنج چند وجهی مینه سوتا

مقیاس های بالینی ماده های شبیه سازی شده
1-خود بیمار انگاری(هیپوکندریا)(HS)

نگرانی افراطی در مورد اعمال بدن خود

«گاهی روده هایم به شدت می گیرد»
2-افسردگی(D)

بدبینی،ناامیدی،کند عمل کردن و کند فکر کردن

«سرکارم غالبا دمق هستم»
  3-هیستری(hy)

استفاده ی ناهشیاری از مشکلات جسمی و روانی برای فرار از تعارض ها یا مسئولیت ها

«گاهی احساس می کنم،سرم دارد می ترکد».
4-شخصیت ضد اجتماعی(Pd)

بی توجهی به رسوم اجتماعی،داشتن هیجانات محدود،درس نگرفتن از تجربه ها.

«ای کاش آن کارها را بیشتر انجام می دادم»
5-مردانگی-زنانگی(MF)

نقش های جنسیتی سنتی

«عادت دارم در کلاس ژیمناستیک برقصم»
6-پارانویا(Pa)

سوءظن نابهنجار ،هذیان،بزرگ منشی و گزند و آسیب

«از اینکه دیگران افکار بدی در موردم دارند،عذاب می کشم»
7-ضعف روانی(پسیکاستنی)(pt)

وسواس فکری،وسواس عملی،ترس،احساس گناه،بلا تصمیم بودن

«گاهی افکار هولناکی به ذهنم خطور می کنند»
8 -اسکیزوفرنی(sc)

افکار یا رفتارهای عجیب و غریب،گوشه گیری و توهم و هذیان

«یک عده می خواهند مرا بگیرند»
  9-هیپومانی(ma)

هیجان زدگی،پرش افکار،فعالیت افراطی

«گاهی سرعت افکارم به قدری زیاد می شود که نمی توانم جلوی ان ها را بگیرمم.
10-درون گرایی اجتماعی(si)

کم رویی،بی توجهی به دیگران،احساس ناامنی

«هنگام بحث با دیگران خیلی زود عقب می نشینم»

نسخه اول شخصیت سنج چند وجهی مینه سوتا 550 ماده داشت که بیمار به هر یک با عبارات صحیح و غلط یا نمی توانم بگویم جواب می داد.در این نسخه فقط موادی وجود داشتند که گروه بالینی را از غیر بالینی جدا می کردند.برای مثال اگر ماده ها افسرده ها را از غیر افسرده ها،مبتلایان به اسکیزوفرنی را از افراد معمولی یا شخصیت های ضد اجتماعی را از افراد عادی جدا می کردند،نگه داشته می شدند.آزمون MMPI هم به صورت فردی و هم به صورت گروهی قابل اجرا است.آزمون MMPI علاوه بر به دست آوردن معیار عددی برای بیماری های مختلف روانی ،یک مقیاس درون سنج نیز دارد که درجه پاسخ های دروغی را که فرد به پرسش ها می دهد،معلوم می کند.

نمونه هایی از پرسش های این آزمون را در زیر می آوریم.آزمایش شونده باید به آن ها جواب بله یا نه می دهد.

*اشتهای خوبی ندارم.                                             *بیشتر صبح ها خوش و سر حال از خواب بر می خیزم.

*زندگی روزانه من پر از چیزهایی است که برایم جالبند.   *موقع کار،فشار و ناراحتی زیادی احساس می کنم.

*معتقدم که بر ضد من توطئه چینی می شود.

انواع کوتاه-در طی سالیان پس از ساخت آزمون MMPI سعی شده است که انواع کوتاه ان نیز ساخته شود.بدین معنی که تعداد پرسش ها بسیار کمتر از 550 پرسش اصلی باشد.این فرم های کوتاه در عین حال که از لحاظ زمان و سرعت تشخیص های اولیه مفیدند اما گمان می رود که از قدرت تفسیر و تعبیه آن کاسته شود.فرم کوتاه آزمون MMPI شامل 71 سوال است.هر دو فرم بر روی افرادی که حداقل 13 سال دارند قابل اجرا است.

مقیاس های روایی

یکی از مشکلات پرسشنامه های خودسنجی،از جمله دومین ویراست شخصیت سنج چند وجهی مینه سوتا است که :نگرش های آزمودنی یا آمایه های پاسخی می توانند موجب تحریف ان ها شوند.برای مثال بعضی از پاسخ گویان تمایل دارندوجهه خوبی از خود نشان بدهند.عده ای هم می خواهند خودشان را بد جلوه دهند تا کمک و همدلی دیگران را جلب کرده یا از خدمت سربازی معاف شوند.برخی دیگر هم ظاهرا با هر ماده ای صرفنظر از محتوای آن ها موافقند.بدیهی است اگر متخصص بالینی توجهی به سبک پاسخ دهی بیمار نداشته باشد،در تفسیر آزمون ها اشتباهات فاحش خواهد داشت.در دومین ویراست شخصیت سنج چند وجهی مینه سوتا برای اکتشاف تمارض(بد جلوه دادن خود)آمایه های پاسخی یا نگرش های آزمودنی و بی دقتی یا سوء تفاهم،کماکان از چهار مقیاس اعتباری سنتی در نسخه اول این آزمون استفاده شده است.

1-مقیاس؟(نمی توانم بگویم) تعداد موارد پاسخ داده نشده:اگر 30 سوال یا بیشتر بدون پاسخ مانده باشد.پروتکل،به احتمال قوی نا معتبر تلقی شده و برا یتفسیر نتایج آن اقدامی نمی شود.بدون پاسخ گذاشتن ممکن است دلایل متعددی داشته باشد:مشکل مراجع در خواندن،کندی روانی-حرکنی ناتوانی در تصمیم گیری یا حالت دفاعی افراطی.

2-مقیاس f (ندرت فراوانی یا نابسامدی fگروه هنجاریابی به ندرت به این 60 ماده جواب داده بودند.نمره f بالا نشان دهنده آمایه های پاسخ انحرافی،رفتار صریحا غیر عادی یا دیگر فرضیه های مربوط به خصوصیات یا رفتارهای فراتر از آزمون است.شخصی که نمره بالایی در این مقیاس می گیرد،احتمالا می کوشد تا تصویر نامطلوبی از خود ارائه دهد و لذا پروتکل چنین فردی،نامعتبر تلقی می شود.نمره های f پایین بیانگر این امر است که ادراک مراجعان از جهان همانند بیشتر مردم است.بنابراین این مقیاس ،وانمود بد و مبالغه در نشانه ها را می سنجد.اگر افراد دارای سابقه آسیب روانی باشند،احتمالا مشکلات خود را انکار می کنند.

  • مقیاس L(دروغ)؛پاسخ گو با پر کردن و جواب دادن به 15 ماده این مقیاس می خواهد چهره خوبی از خود نشان بدهد.ولی در واقع ،پاسخ دادن به ان ها نشانه عدم صداقت است.برای مثال؛هر کسی را که می بینم دوست دارم،نمره های بالایی در این مقیاس نشان می دهند که این افراددارای نشخوار ذهنی،بسیار خشک و انعطاف ناپذیر بوده و در ارتباطشان مشکل دارند.نمره های پایین در این مقیاس حاکی از ان است که مراجعان در پاسخ هایشان صریح و باز بوده اند.این افراد شهامت اعتراف به خطای کوچکشان را دارند و هم چنین ممکن است دارای گفتاری صریح و رک باشند.مقیاسL دروغ و ارائه چهره خوب از خود را می سنجد.
  • مقیاس K(تدافع با اصطلاح k)؛این 30 ماده نشان دهنده تدافع پاسخگو در قبول برخی مشکلاتش است.این مواد ظاهرا درصدد فاش کردن تمایل پاسخ دهندگان به ارائه چهره خوب از خودشان هستند ولی از ماده های مقیاس Lیا f ظریف ترند.برای مثال :هرگز از انتقاد کردندیگران ناراحت نمی شوم.افراد ساده،بی تکلف و پیرو موازین اخلاقی در مقیاس L نمره های بالا می گیرند.نمره ها در مقیاس k اگر خیلی بالاتر از انچه انتظار می رود باشد نشانه ای از تلاش مراجع برای ارائه تصویر مطلوبی از خود ،انکار مشکلات و یا اقدام به دادن پاسخ های غلط به همه ماده های آزمون نه گفتن می باشد.سه مقیاس دیگر شامل ،fb(ندرت فراوانی صفحه آخر)مقیاسVRIN(ناهمسانی پاسخ معتبر یا پاسخ دهی تصادفی)و مقیاس Trin (ناهمسانی پاسخ درست)می باشد که به MMPI2اضافه شده است.مقیاسfb مبالغه در نشانه ها و وانمود بد را می سنجد.ناهمسانی پراکندگی پاسخ متغیر VRIN؛پاسخ دهی تصادفی را می سنجد و ناهمسانی پاسخ های درست Trin ،وقتی نمره اش بالا باشد یعنی فرد تمایل به پاسخ بلی دارد و وقتی نمره اش پایین باشد یعنی فرد تمایل دارد فقط بگوید نه.این هفت مقیاس کمک می کنند به انگیزه ها و نگرش های پاسخ گویان پی ببریم.برای مثال با مقیاسL(دروغ( یا مقیاس k (تدافع ) می توانیم پی ببریم که پاسخ گو در پی ان است که چهره خوبی از خودش نشان بدهد.در حالی که مقیاس های f (ندرت فراوانی( و fb (ندرت فراوانی صفحه آخر)نشانگر مبالغه پاسخ گو در نشانه ها یا مشکلاتش هستند.                                                             

مقیاس های روایی در MMPI

«مقیاس »؛

نمره های بالا در مقیاس L

چنین مراجعانی احتمالا انعطاف ناپذیر و غیر اصیل بوده و از تاثیری که بر دیگران می گذارند تا آگاهند و ادراکشان نسبت به زندگی خشک و خودمحورانه است.آنان در مقابل فشارهای روانی ،تحمل کمی از خود نشان می دهند.چون هر عیبی را در خود انکار می کنند،بینش آنان ضعیف است .همچنین مراجع سعی در ارائه چهره های خوب از خود را دارد.

نمره های پایین در مقیاس L

نمره های پایین حاکی از آن است که مراجعان در پاسخ هایشان صریح و باز بوده اند.این افراد دارای گفتاری صریح و رک بوده ،افرادی راحت و از نظر اجتماعی سلطه گری و متکی به خود هستند تا اندازه ای هم طعنه زن،عیب جو و بدبین می باشد.

«مقیاس F»

نمره های بالا در مقیاس F

نمره های بالا در این مقیاس نشانگر توهم،هذیان به خود بستن و قضاوت ضعیف یا مشخص کننده ی عوارض ترک مواد می باشد.این مراجعان افرادی گم گشته،بی قرار ،دمدمی،ناخوشایند هستند.همچنین نمره بالا در این مقیاس وانمود بد و مبالغه در نشانه ها را نشان می دهد.

نمره های پایین در مقیاس F

نشان دهنده ی این است که فرد ،مشکلات خود را انکار می کند(وانمود خوب کردن)

«مقیاس K»

نمره های بالا در مقیاس K

نمره های بالا در این مقیاس نشان دهنده ارائه تصویر مطلوب از مراجع و انکار مشکلات و یا اقدام به دادن پاسخ های غلط به همه ی مواد آزمون است(نه گفتن).فرد تصویری از خود ارائه می دهد که تحت کنترل است و کارکردی موثر دارد.اما تمامی خطاها ی خود را نادیده می گیرد.

نمره های پایین در مقیاس K

نمره های پایین نشانگر یک نیمرخ وانمود بد است،که در آن شخص درباره ی بیماری خود مبالغه می کند.این دسته از افراد بدبین ،شکاک و ناخوشایند بوده و فاقد وسایل دفاعی کافی هستند.

f-k-

f-k

مقیاس های بالینی

مقیاس 1:خود بیمار انگاری یا هیپوکندری(HS)

نمره های بالا در مقیاس 1

افرادی که نمره های بالایی در مقیاس 1 می گیرند،اشخاص لجباز،بدبین فخود شیفته و خود محور هستند.شکوه های آنان معمولا مربوط به جهاز هاضمه ،درد ،خستگی و سر درد است.آنان از شکوه های وابسته به نشانه های بیماری خود برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران بهره می برند و در نتیجه اطرافیان خود را می آزارند.افرادی که در مقیاس خود بیمار انگاری نمره های متوسطی می گیرند،واقعا ممکن است دچار ناراحتی های جسمی باشند.

نمره های پایین در مقیاس 1

نشان دهنده ی فقدان شکوه های بدنی و نگرانی های وابسته به سلامت می باشد.آنان همچنین ممکن است عموما هشیار،توانمند،مسئول و با وجدان باشند.

مقیاس 2:افسردگی (D)

نمره های بالا در مقیاس 2

نشان دهنده ی یک افسردگی واکنشی است.احتمالا برخورد با مشکلات فرد،با بدبینی ،درماندگی و ناامیدی همراه است.این ویژگی ها می توانند همان خصوصیات شخصیتی باشند که فرد به هنگام برخورد با مشکلات رایج و معمول،درباره ی آن ها مبالغه می کند.چنین افرادی نسبت به انتقاد،به شدت حساس هستند.

نمره های پایین در مقیاس 2

معمولا نشان دهنده ی فقدان افسردگی بوده و نشانه احتمالی نشاط،خوش بینی،هشیاری،فعال بودن و خود انگیختگی می باشد.گاهی ممکن است حاکی از آن باشد که شخص سطوح مهم افسردگی پنهان خود را انکار می کند.

مقیاس 3:هیستری(HY)

نمره های بالا در مقیاس 3

افرادی که در این مقیاس نمره های بالا می گیرند،احتمالا در مورد برخی از کارکردهای جسمانی شکوه دارند.آنان ترکیبی از انکار گسستگی روانی را به کار می برند و سطوح پایینی اضطراب،تنش و افسردگی را تجربه می کنند و به ندرت درباره آسیب های روانی جدی مانند هذیان،توهم و سوءظن گزارش می دهند.رویکرد اعتباری MMPIملاک یابی تجربی است،یعنی بر اساس تفاوت بین پاسخ های جمعیت بالینی و بهنجار استوار است(به جز مقیاس L)

در نیمرخ MMPIمی توان اصطلاح Kاستفاده کرد ،اما در MMPI A نمی توان نمره برش MMPI،70 است،در حالی که نقطه برش MMPI2،65 می باشد.مقیاس های 1،2،3 (هیپوکندریا،افسردگیو هیستری)را مقیاس های مثلث روان نزندی می گویند.برافراشتگی مقیاس 7(پسیکاستنی)اضطراب و نشخوار ذهنی (وسواس) را مطرح می کند.برخلاف مقیاسF که ویژه افراد ساده و عادی است،مقیاسK مچ آدم های زرنگ و باهوش را می گیرد.نمره متوسط در مقیاس Kنشان دهنده ی نیرومندیEGO،دفاع های هیجانی موثر،ارتباط خوب با واقعیت و مهارت های عالی سازشی است.

جمعیت بهنجار مسن در مقیاس های 1و 3 برافراشتگی دارند و نوجوانان در مقیاس های F،4،6،8،9(انحراف اجتماعی،پارانویا،اسکیزوفرنی،مانیا)برافراشتگی دارند.مقیاس 9(مانی)برای افرد مسن،پایین ترین نمره است.به عنوان یک قاعده؛می توان گفت ،سمت چپ پروفایل)0-1-2-3)همراه با افزایش سن و سمت راست کاهش می یابد.v تبدیلی وقتی اتفاق می اقتد که در مقیاس های 1-3 برافراشتگی باشد ،اما در مقیاس 2 کاهش معنا داری دیده می شود.بیمارانی که به دنبال بستری شدن هستند در مقیاس 2 بیشترین نمره را کسب می کنند.مقیاس های 2و 7 را مقیاس درماندگی می گویند.افراد با نمره بالا در مقیاس 3؛ضمن مطرح کردن شکوه های جسمانی از سبک انکار هم استفاده می کنند.هدف مقیاس 4؛سنجش سطح کلی سازگاری اجتماعی مشخص است.در مقیاس 5؛نمره بالا در مورد مردان به طور سنتی بیانگر نا همانندی با نقش های مردانه کلیشه ای و نمره بالا در زنان بیانگر همانندی با این نقش های مردانه است.مقیاس 5 به همراه مقیاس صفر جزء مقیاس های بالینی نیستند.نمره بالا در مقیاس صفر ؛نشانگر افراد خجالتی و اشخاصی است که مهارت های اجتماعی محدودی دارند.

پرسشنامه روانی کالیفرنیا (CPI) (California psychological inventory)

پرسشنامه روانی کالیفرنیا(cpi) یک آزمون مداد-کاغذی خود اجرا است که از 462 جمله صحیح و غلط تشکیل شده است.(cpi)توسط گاف تدوین شده است.آزمون برای اجرای گروهی طراحی شده،هرچند ان را به طور فردی نیز می توان اجرا کرد.مواد آزمون(cpi) اطلاعات مربوط به الگوهای رفتاری شاخص ،احساسات و عقاید و نگرش های فرد را در رابطه با مسایل اجتماعی و خانوادگی مورد سوال قرار می دهد.در (cpi) بیش از یک سوم پرسش های MMPI به کار رفته است و نمره خام به نمره های استاندارد تبدیل می شود.هدف کلی در (MMPI)سنجش فرایندهای درون روانی و پریشانی هیجانی شخص است.بر عکس(MMPI)(CPI) به جمعیت بهنجار معطوف است و به شدت ماهیت میان فردی دارد.هم چنین در این پرسشنامه از اصطلاحات تشخیصی پیچیده پرهیز شده و در عوض توصیف های عملی که در بیشتر فرهنگ ها به گونه ای مشترک به کار می روند،مورد تاکید قرار گرفته اند.به این آزمون (MMPI) شخص عاقل می گویند.(CPI) شامل 20 مقیاس بالینی و 3 مقیاس روایی است (WB؛وانمود بد-GI؛وانمود خوب و CM؛خیلی عام) این آزمون بر اساس کلید یابی تجربی و رویکرد تجربی ساخته شده و روابط میان فردی را می سنجد نه آسیب را .هدف اصلی این آزمون پیش بینی دقیق رفتارهای دراز مدت و کوتاه مدت است.

نسخه تجدید نظر شده پرسشنامه شخصیتی NEO

نسخه تجدید نظر شده پرسشنامه شخصیتی NEO که توسط کاستا و مک مری در سال 1992 طراحی شده استنوعی خود سنجی ویژگی های شخصیتی است که مبتنی بر یک مدل معروف شخصیتی به نام مدل پنج عاملی است.طبق نسخه تجدید نظر شده در پرسش نامه شخصیتی NEO پنج عامل یا حیطه مزبور عبارتند از:روان رنجور خویی،برون گرایی،تجربه گرایی ،موافقت و جدیت.هر حیطه شش جنبه یا مقیاس فرعی دارد و حاوی 240 ماده (8 ماده برای هر یک از 30 جنبه یا 48 ماده برای هر یک از پنج حیطه)است.پاسخ گویان هر یک از 240 جمله را بر مینای یک مقیاس پنج قسمتی (به شدت مخالفم،نظری ندارم،موافقم،به شدت موافقم)درجه بندی می کنند.نسخه تجدید نظر شده پرسشنامه شخصیتی NEO بر مینای راهبرد آزمون سازی تجربی که بر اعتبار سازه تاکید دارد تهیه شد.هر یک از صفات شخصیتی لحاظ شده ،شناسایی،تعریف و سپس به گونه ای تحلیل می شوند که موادی فراهم شود که جنبه های مختلف هر صفت را اندازه بگیرند.انتخاب نهایی مواد بر اساس عملکرد تجربی صورت گرفت،یعنی پایا ترین و معتبر ترین ماده ها نگه داشته شدند.این نسخه سه ماده منفرد دارد.که اعتبار پاسخ ها را می سنجند.یک ماده از پاسخ گو می خواهد مشخص کند آیا صادقانه و دقیق به ماده ها جواب داده است،ماده دیگر هم از او می پرسد آیا به تمام ماده ها جواب داده است و ماده سوم معلوم می کند که آیا پاسخ ها در فضای صحیح و مناسب درج شده است یا خیر.

حیطه ها و جنبه های شخصیت طبق نسخه تجدید نظر شده پرسشنامه شخصیتی NEO

حیطه   جنبه
روان رنجوری اضطراب،نفرت،افسردگی،کم رویی،تکانشگری،آسیب پذیری
برون گرایی گرم بودن،معاشرتی بودن،اظهار وجود،فعال بودن،هیجان خواهی،ابزار هیجانات مثبت
تجربه گرایی تخیل،زیبا شناسی،احساسات،کنش ها،ایده ها،ارزش ها
موافقت اعتماد،صراحت،نوع دوستی،فرمانبرداری،تواضع،رافت
جدیت صلاحیت،نظم،وظیفه شناسی،پیشرفت گرایی،انضباط فردی

پرسشنامه بالینی چند محوری میلون

آزمون بالینی چند محوری میلون-3(MCMI-III)؛یک مقیاس خودسنجی با 175 سرال بلی/خیر است،که 14 الگوی بالینی شخصیت و 10 نشانگان بالینی را می سنجد و برای بزرگسالان 18 سال به بالا استفاده می شود،برای هنجاریابی پرسشنامه ام.سی.ام.آی،از نمره های نرخ پایه به جای نمره استاندارد استفاده شده است.این فرم برای اجرای فردی و گروهی مناسب بوده و بر روی بیماران روانی قابل اجرا است.

مقیاس ها در سه گروه زیر طبقه بندی شده اند:

1-الگوهای شخصیتی

2-الگوهای شدید شخصیت

3-سندرم های بالینی

الگوهای بالینی شخصیت

مقیاس 1(شخصیت اسکیزوئید):

این مقیاس تیپ منفعل – منزوی را نشان می دهد،که ویژگی هایشان شامل :عدم احساس لذت،انزوای رفتاری،احساس پوچی و غیر مسئول بودن می باشد.افراد مبتلا به این اختلال شخصیت با فقدان تمایل و ناتوانی در لذت بردن یا احساس درد مشخص می شوند.آن ها سرد و غیر اجتماعی بوده و نیاز های عاطفی اندکی دارند.

مقیاس A2) شخصیت دوری گزین یا اجتنابی)

این مقیاس تیپ فعال-منزوی را می سنجد.هر چند که این افراد به اندازه افراد دارای اختلال شخصیت اسکیزوئید منزوی هستند اما به تماس با دیگران رغبت نشان می دهند و اگر اطمینان یابند که در مورد اذیت و آزار دیگران قرار نمی گیرند،مایل به یافتن دوستان جدید برای خود هستند و انزوای آن ها ناشی از ترس از انتقاد و تمسخر از جانب دیگران است.

مقیاس 2B(شخصیت افسرده):

این مقیاس برای ارزیابی سبک شخصیت افسرده ساخته شده که گفته می شود مستقل از افسردگی بالینی است.هر چند که با اسکیزوئید و دور گزینی در بساری از جنبه ها از جمله ناتوانی در لذت بردن و غمگینی شباهت دارد،اما افراد مبتلا به اختلال شخصیت افسرده،احساس ناتوانی قابل توجهی در کسب مجدد لذت دارند.

مقیاس 3(شخصیت وابسته):

افرادی که در این مقیاس نمره بالا می آورند افرادی هستند که برای حمایت،ایمنی و راهنمایی به دیگران متکی هستند و به شکل منفعلانه منتظرند دیگران راه را به آن ها نشان دهند.

مقیاس 4(شخصیت نمایشی):

افرادی که در این مقیاس نمرات بالا می گیرند هر چند در اتکاء به دیگران مانند افراد دارای اختلال شخصیت وابسته هستند.ولی فعال بوده و معمولا برای بدست آوردن احترام و محبت از طرف دیگران ،مهارت های اجتماعی خوبی از خود نشان می دهند اما در عین حال دارای یک ترس پنهان از خود مختاری و مستقل عمل کردن هستند.

مقیاس 5(شخصیت خود شیفته):

افرادی که در این مقیاس نمره بالا می گیرند،افرادی هستند که بیش از حد برای خود ارزش قائل بوده و از خود راضی ،متکبر و مغرورند و به شکل خود محورانه ای به خود مشغولند.گاهی اوقات هم برای رسیدن به مقاصدشان می توانند مطیع و فروتن رفتار کنند.

مقیاس 6A(شخصیت ضد اجتماعی):

این افراد رفتاری تهدید آمیز داشته و قوانین و مقررات اجتماعی را برای رسیدن به اهدافشان زیر پا می گذارند.همچنین ترس از دروغگویی،دورویی و بهره کشی از دیگران نداشته و مرتکب جرم و جنایات می شوند.به نظر آن ها دیگران باعث رنجش آن ها شده و در نتیجه آن ها را به انتقام واداشته اند.

مقیاس 6B(شخصیت سادیستیک):

نام دیگر این مقیاس ؛اختلال شخصیت پرخاشگر است.این افراد به شیوه ای خشن و با رفتاری قدرت طلبانه،دیگران را مورد پرخاشگری کلامی و رفتاری قرار می دهند و به راحتی حقوق دیگران را ضایع می کنند.

مقیاس 7(شخصیت وسواسی):

افرادی که در این مقیاس نمره بالا می گیرند،دارای رفتار کمال گرایانه و منظم،بی حوصلگی،رفتار مطیعانه،سرکوب عواطف و خشکی و تعصب می باشد.آن ها از خود و دیگران ،توقعات و تقاضاهای زیادی داشته و در ظاهر ،مطیع و همرنگ با جمع هستند اما ناراحت و رنجورند.

مقیاس 8A(شخصیت منفی گرا):

افرادی که در این مقیاس نمره بالا می گیرند؛افرادی هستند که بین اعتنا و بی اعتنایی نسبت به دیگران دو دل هستند و گاهی در حالیکه نزاع های درونی آن ها به موازات هم است به شکل غیر معمول دچار خشم و خود سری می شوند که با دوره هایی از گناه و شرمساری همراه است.

مقیاس 8B(شخصیت خود آزار):

این افراد با تعلق و خود ایثارگری،خود را در موقعیت هایی قرار می دهند که مورد استثمار قرار گیرند آن ها ناراحتی ها وشرم ساری ها را بیان می کنند که ظاهرا لایق آن ها بوده اند.این افراد به دیگران اجازه می دهند از آن ها بهره کشی کنند.

آسیب های شدید شخصیت

مقیاس S(شخصیت اسکیزوتایپال):

افرادی که در این مقیاس نمرات بالا می گیرند ،افرادی هستند که از نظر هیجانی ملایم،با عاطفه سطحی یا با یک حالت احتیاط توام با نگرانی می باشند.آن ها معمولا از نظر اجتماعی منزوی بوده و به روابط اجتماعی دلبستگی ندارند.بنابراین در حاشیه جامعه با اندک دلبستگی ها یا هیچ گونه دلبستگی شخصی باقی می مانند.آن ها اغلب غرق در افکارشان هستند و عقیده بر این است که این افراد مستعد ابتلا به اسکیزوفرنی هستند.

مقیاس C(شخصیت مرزی):

این افراد به نسبت های گوناگون متزلزل در احساسات،بد اخلاق،ناراحت،مضطرب و افسرده هستند و گه گاه احساسات متناقضی از خود نشان می دهند.این افراد سابقه رفتارهای تکانشی و نیازهای شدید وابستگی به همراه ترس از ترک نشان می دهند،به نظر می رسد آن ها فاقد یک احساس روشن هویت خود هستند ،به طوری که دایم جویای تایید و توجه هستند.

مقیاس P(شخصیت پارانوئید):

این افراد در احساسات و الگوی فکری خود محبوس هستند،حالت دفاعی و بد گمانی دارند.اغلب فکر می کنند که دیگران در تلاش برای کنترل یا نفوذ بر آن ها به شبوه های بد خواهانه هستند،منشی آزار دهنده،تحریک پذیر،خشن و کند دارند،افکارشان خشک است و از فرافکنی به عنوان اصلی ترین مکانیسم دفاعی شان استفاده می کنند.

 

نشانگان بالینی

مقیاس A(اختلال اضطراب):

افرادی که در این مقیاس نمره بالایی می آورند،علایم نگرانی،فوبی،تنش،بلا تصمیمی و علایم روان فیزیولوژیایی نشان می دهند.

مقیاسH(اختلال شبیه جسمی):

این مقیاس،تظاهر جسمانی حاصل از تعارض روانشناختی و اشتغال ذهنی با تندرستی را نشان می دهد.

مقیاس N(دو قطبی:اختلال مانیک):

این مقیاس،نشان دهنده ی افرادی است که دارای پرش افکار،انرژی زیاد،تکانشی بودن،عزت نفس افزایش یافته،احساس بزرگ منشی و فعالیت زیاد هستند.

مقیاس D(افسرده خویی):

این مقیاس،افسردگی با دوره 2 سال یا بیشتر را می سنجد.این افراد بی احساس،دارای احساس دلسردی و فقدان انرژی،دوره های گریه و زاری.شناخت های تنفر آمیز و احساس گناه می باشند.

مقیاسB(وابستگی به الکل):

افرادی که در این مقیاس نمره بالا می گیرند،دارای ویژگی هایی شامل تکانشی بودن،دلیل تراشی،عدم تاثیر هنجارهای اجتماعی،خودخواهی و پرخاشگری نسبت به اعضای خانواده هستند.

مقیاس T(وابستگی به دارو):

این مقیاس شکل گسترده مقیاس B است و کلا وابستگی دارویی را شامل می شود و نشان دهنده کنترل ضعف تکانه،رفتار غیر همدلانه اعمال ضد اجتماعی،شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت و دلیل تراشی می باشد.

مقیاس R(اختلال استرس پس از سانحه):

مقیاس R یک مقیاس جدید است و افرادی که دچار حوادث تلخ در گذشته بوده و خاطرات دردناک و وحشت های شبانه دارند،در این مقیاس نمره ی بالا می آورند.

نشانگان بالینی شدید

مقیاس SS(اختلال تفکر):این مقیاس،اختلال تفکر با ماهیتی سایکوتیک را می سنجد.افرادی که در این مقیاس نمرات بالا می گیرند،رفتارشان اغلب گوشه گیرانه است،اغلب گوشه گیرانه است،اغلب عاطفه نامناسب نشان داده و گیج و واپس مانده به نظر می رسند.این افراد از هم گسیخته،آشفته و عجیب و غریب هستند،هم چنین ممکن است توهم یا هذیان و یا هر دو را داشته باشند.

مقیاسcc(افسردگی اساسی):این مقیاس افرادی را می سنجد که دارای افکاری در رابطه با خود کشی،علایم شناختی و نباتی افسردگی،ناتوانی در عملکرد،احساس یاس و ناامیدی و عدم احساس لذت می باشند.

مقیاس pp(اختلال هذیانی):این مقیاس،افکار هذیانی مرتبط با اختلال پارانوئید را می سنجد.کسانی که در این مقیاس نمرات برافراشته می گیرند،احتمالا تشخیص اختلال شخصیت پارانوئید را نیز دریافت می کنند.این افراد هذیان های آزار و اذیت و بزرگ منشی دارند و با بد بینی و خصومت رفتار می کنند.هم چنین آن ها ایده های غیر منطقی انتساب،تاثیر افکار،یا کنترل افکار دارند.

شاخص های روایی

شاخص روایی (مقیاس v):این شاخص شامل سه جمله نامحتمل و دور از ذهن است،برای مثال در ده سال گذشته هیچ ماشینی ندیده ام و به پاسخ گویی تصادفی،حواس پرتی یا اختلال خواندن حساس است.اگر فرد به دو یا بیش از این جملات،پاسخ مثبت داده باشد،آزمون معتبر نیست ونمی توان نتایج نیمرخ را تفسیر کرد.

شاخص افشاء(مقیاس x):این شاخص بیمارانی را شناسایی می کند که حساسیت و دفاع بیش از حد دارند(نمرات پایین در این مقیاس کسب می کنند)،یا کسانی که بسیار بی پرده و خود افشاگر خود را می نمایانند(نمرات بالا در این مقیاس کسب می کنند).این مقیاس ،هیچ سوالی ندارد و تقریبا شبیه k در ام. ام .پی. آی عمل می کند.

شاخص y(مطلوبیت):این شاخص به ارزیابی میزان تلاش پاسخ دهنده در مطلوب جلوه دادن خود می پردازد.نمره بالا در این شاخص؛نشان دهنده ی این است که آزمودنی تلاش کرده است،خود را از نظر اخلاقی با فضیلت و از نظر عاطفی با ثبات نشان دهد.

شاخصz(بد نمایی( :نمره ی بالا در این شاخص،نشان دهنده ی اغراق در مشکلات و علایم روانشناختی و تمایل به گزارش مشکلات بیشتر از آنچه واقعا ممکن است وجود داشته باشد،است نمرات برافراشته از نظر بالینی در این مقیاس ممکن است نشان دهنده التماس برای کمک ،برافراشتگی عاطفی حاد یا اغراق در نشانه ها برای بدست آوردن نفع شخصی باشد.

اختلال های شخصیت به سه دسته تقسیم می شوند:

1-طبقه اول:کسانی که عجیب و بیگانه هستند،که شامل اختلال شخصیت پارانوئید،اسکیزوئید و اسکیزوتایپال می باشد.

2-طبقه دوم:کسانی که هیجانی ونمایشی هستند،که شامل اختلال شخصیت خود شیفته،ضد اجتماعی،مرزی،هیستریک است.

3-طبقه سوم:کسانی که ترسو و همیشه دلواپس هستند؛شامل اختلال شخصیت اجتنابی،وسواسی،وابسته و انفعالی –پرخاشگر.

طبقه اول

اختلال شخصیت پارانوئید: برجسته ترین ویژگی های اختلال عبارتند از :بی اعتمادی و بد گمانی فراگیر و دیرین نسبت به دیگران حساسیت زیاد نسبت به بی اعتنایی و گرایش به وارسی کردن محیط برای یافتن و برداشت گزینشی نشانه هایی که افکار و نگرش های زیان مند را تایید می کنند.این افراد اغلب خشک،عصبی،اهل جر و بحث هستند.آن ها به اغراق کردن از کاه کوه ساختن و یافتن انگیزه های پنهان و معانی خاص در رفتار غیر مغرضانه دیگران تمایل دارند.آن ها به خاطر مشکلی که با آن مواجه می شوند.دیگران را سرزنش می کنند و خود نمی توانند هیچ گونه سرزنش با مسئولیت شکست را بپذیرند.

اختلال شخصیت اسکیزوئید: ویژگی اصلی اختلال شخصیت اسکیزوئید نارسایی در استعداد برقرار کردن روابط اجتماعی است،که در عدم تمایل به درگیری های اجتماعی،بی تفاوتی به تحسین و انتقاد،عدم حساسیت نسبت به احساسات دیگران و یا فقدان مهارت های اجتماعی نمود می یابد.آن ها گوشه گیر و منزوی هستند و تعداد دوستان نزدیک آن ها محدود است .احساسات آن ها بی روح و محدودند و به نظر می رسد که آن ها فاقد احساسات صمیمی یا استعداد ابراز هیجان هستند.

اختلال شخصیت اسکیزوتایپال:

اختلال شخصیت اسکیزوتایپی،عمدتا با غرابت های دیرین در تفکر،ادراک،ارتباط و رفتار توصیف می شود.تفکر غریب می تواند در خرافاتی بودن شدید و در این احساس که دیگران توجه خاصی به خود دارند،آشکار شود.این احساس که فکر عاطفی نامیده می شود.می تواند زمینه مساعدی برای خرافاتی بودن و پارانویا باشد.این دسته از افراد دچار احساس بیگانگی نسبت به خود و محیط هستند.

طبقه ی دوم

اختلال شخصیت خود شیفته:مهم ترین ویژگی اختلال شخصیت خود شیفته،احساس زننده ی خود والا بینی است.ویژگی های این اختلال عبارتند از :خودشیفتگی مداوم،خیال پردازی درباره ی موفقیت نامحدود،قدرت یا زیبایی،نیاز به خود نمایی برای تحسین شدن و استفاده از معیارهای مطلوب تر برای ارزیابی خود تا برای قضاوت کردن درباره ی دیگران.این افراد نمی توانند بفهمند دیگران چه احساسی دارند و صرفا انتظار زیادی از دیگران دارند.نظریه خود می گوید این انتظارها از عدم برقراری روابط همدلانه با والدین ناشی می شود.

اختلال شخصیت ضد اجتماعی:افراد با این اختلال،نگرش طمعکارانه نسبت به دیگران دارند و نیز نوعی عدم حساسیت و بی تفاوتی نسبت به حقوق دیگران ،که با دروغ گفتن،دزدی،تقلب کردن و چیزهای بدتر از آن مشخص می شود.تماس با شخصیت های ضد اجتماعی بسیار خطرناک است،زیرا بسیاری از آن ها مجرمان تمام عیار هستند.میزان شیوع اختلال شخصیت ضد اجتماعی؛تقریبا 2تا3 درصد است.به طوری که تعداد مردانی که این تشخیص در مورد آن ها داده شده ،چهار برابر زنان است.این دسته از افراد دچار اختلال اراده هستند و آن ها را کودن های احمق می نامند.القاب دیگری که به این دسته از افراد می دهند عبارتند از ؛جویندگان احساس و روکش روان درستی.

اختلال شخصیت مرزی:اختلال شخصیت مرزی،طبقه گسترده ای است که ویژگی اصلی آن ناپایداری در انواع زمینه های شخصیت از جمله روابط میان فردی،رفتار،خلق و خود انگاره است.از جمله خصوصیات این افراد عبارت است از:تلاش های بی امان در جهت اجتناب از ترک شدن واقعی یا خیالی،تکانشی بودن در زمینه روابط جنسی،سوء مصرف مواد،ول خرجی کردن،رفتار خود کشی گرایانه ی مکرر،احساسات مزمن بیهودگی،بی ثباتی هیجانی که عمدتا به علت واکنش پذیری خلقی است و به مدت چند ساعت یا چند روز دوام می آورد .نداشتن کنترل بر خشم افراد با اختلال شخصیت مرزی،دچار طوفان های عاطفی شدید هستند.

اختلال شخصیت هیستریک یا نمایشی:این افراد در ظاهر جذاب،صمیمی و معاشرتی هستند،اما معمولا دیگران آن ها را ریا کار و سطحی می انگارند.زمانی که آن ها روابط برقرار می کنند پرتوقع و بی ملاحظه ،خودمحور و در خود فرو رفته می شوند.آن ها می توانند شدیدا عشوه گر یا لوند باشند با این حال اغلب سازگاری جنسی آن ها ،ابتدایی یا بسیار سرد است،که از آن خبر می دهد که رفتار عشوه گرانه آن ها بیشتر در خدمت توجه است،تا تمایلات جنسی این اختلال بیشتر در بین زنان رایج است.

طبقه سوم

اختلال شخصیتی اجتنابی:هسته اصلی اختلال شخصیت اجتنابی،دوری گزیدن از مردم،تجربه های جدید و حتی تجربه های قبلی است.این اختلال غالبا ترکیبی از یک ابراز ترس احمقانه با یک میل شدید برای مورد پذیرش و محبت واقع شدن.افراد مبتلا به این اختلال تمایل زیادی برای روابط اجتماعی جدید دارند اما ممکن است به دلیل ترس از مقبول و مورد پذیرش واقع نشدن،بی میلی خاصی برای روابط اجتماعی نشان دهند.آنان بسیار خجالتی و کم رو هستند.همچنین آن ها نسبت به سرزنش و انتقاد و تحقیر از طرف دیگران حساسند و این دور باطل یعنی ترس از طرد و عدم پذیرش و دوری و کناره گیری از آنان همواره ادامه می یابد.

اختلال شخصیت وابسته:ویژگی اصلی اختلال شخصیت وابسته،درگیری با مساله پذیرفته شدن از سوی دیگران است.آن ها به دیگران اجازه می دهند تا در مورد زندگی برایشان تصمیم بگیرند و غالبا تسلیم خواسته های دوستان و اطرافیان هستند.احتیاجات و خواسته ی دیگران را بر خود ترجیح می دهند.این افراد چه از نظر روانی و چه از نظر بدنی،بدرفتاری های دیگران را تحکل می کنند،زیرا می ترسند که از جانب دیگران مورد رها شدگی واقع شوند.

اختلال شخصیت وسواسی:این اختلال از طریق یک کوشش فراگیر و گسترده برای کمال طلبی در مقایسه با دیگران مشخص می شود.غالبا کارهای مهم را نا تمام رها کرده و زمان کمی برای کارهایی که مستلزم وقت زیاد است مصرف می کنند،در کارها ،قوانین و برنامه ها درگیر جزئیات می شوند.در ابراز هیجان دچار اشکالند و در نظر دیگران افرادی رسمی،سختگیر،جدی،وظیفه شناس و مبادی آداب هستند.

اختلال شخصیت انفعالی-پرخاشگر:مشخصه ی اصلی این اختلال عبارت است از:مقاومتی خاص در برابر اجرای الزامات شغلی و اجتماعی.این مقاومت مستقیما ابراز نمی شود بلکه شخص مبتلا ترجیح می دهد که آن را به صورت انفعالی مانند به تعویق انداختن،سرسختی و لجاجت به خرج دادن بی کفایتی و ناشایستگی نشان دادن و فراموشی به کار بندد.کارشکنی های غیر مستقیم از ویژگی های انفعالی – پرخاشگری است،زیرا پوششی هستند عاریتی برای پوشاندن دشمنی و خشم فرد.

آزمون های فرافکنی

به نظر بعضی از صاحب نظران سابقه تعریف آزمون فرافکن به نظرات فروید در مورد ماهیت دفاع های ایگو و فرایند های ناهشیار بر می گردد،ولی ظاهرا این نظرات ،خصوصیات اصلی این آزمون محسوب نمی شود.یک تعریف آزمون های فرافکن بدین شکل است ؛روشی برای کشف شیوه های رفتار کردن افراد از طریق مشاهده رفتار آنان در موقعیتی که پاسخ خاصی را فرا نمی خواند،یا بر نمی انگیزد.

به طور کلی فنون دارای خصوصیات زیر هستند:

1-آزمون دهنده در واکنش به یک محرک بدون ساخت یا مبهم مجبور می شود ساخت مورد نظرش را به محرک بدهد و با این کار بخشی از خودش (مثلا نیاز ها،آرزوها یا تعارضاتش) را فاش کند.

2- محرک مورد نظر بدون ساخت است:اگرچه خیلی ها فرض می کنند که این ملاک ،ماهیت فنون فرافکن را نشان می دهد،اما این ملاک کم اهمیت است.برای مثال اگر 70% آزمون دهندگان ،کارت شماره پنج رورشاخ را خفاش بدانند،به سختی می توانیم ادعا کنیم این محرک بدون ساخت است .پس فرافکن محسوب شدن یا نشدن آزمون،به نوع پاسخ هایی که فرد باید بدهد و نحوه استفاده از این پاسخ ها بستگی دارد.دستورالعمل ها نیز مهمند؛اگر از بیمار خواسته شود کارت های آزمون اندر یافت موضوع را بر اساس زن و مرد بودن دسته بندی کند آزمون ساخت خیلی زیادی پیدا خواهد کرد و از خیلی از ابهام خالی خواهد شد.اما وقتی از بیمار پرسیده می شود آدم های روی کارت چه می گویند،تکلیف واقعا مبهم می شود.

3-این روش غیر مستقیم است.آزمون دهندگان تا حدودی از هدف های آزمون بی خبرند،حداقل هدف ها مخفی می شوند.با اینکه بیماران می دانند آزمون مورد نظر با قضیه سازگاری رابطه دارد ،ولی عملا جزئیات مهم پاسخ های خود را درک نمی کنند.در این روش مستقیما درباره ی نیاز ها یا مشکلات بیماران سوال نمی شود،بلکه مسیر غیر مستقیمی طی می شود و همین مساله باعث می شود که بیماران کمتر اطلاعات خود را سانسور کنند.

4-آزادی در پاسخ دهی وجود دارد.روش های پرسشنامه ای فقط اجازه می دهند بله یا خیر بگوییم در حالی که در آزمون های فرافکن می توان بی نهایت پاسخ داد.

5-در تفسیر پاسخ ها با متغیر های بیشتری سرو کار داریم.چون محدوده پاسخ های ممکن خیلی وسیع است،متخصص بالینی می تواند در ابعاد مختلفی به تفسیر بپردازد(نیازها،سازگاری،تشخصی،دفاع های ایگو و غیره).ولی در بسیاری از آزمون های عینی یک نمره واحد یا نمرات ثابتی برای چند بعد یا مقیاس به دست می آید.

در آزمون های فرافکنی یا پروژکتیو،محرک مبهمی به فرد داده می شود،تا درباره ی ادراک خود از آن بگوید یا بنویسد.فلسفه اساسی در این آزمون ها ،آن است که معمولا هر چه محرک مبهم تر باشد،آزمایش شونده از منابع احساسی و فکری خود برای توجیه آنچه که درک کرده است ،بیشتر مایه می گذارد.در واقع انچه که درک می کنند انعکاسی است از تجارب گذشته،تصورات،تفکرات،تمایلات و احتیاجات او.

تکنیک های فرافکن در ساخت آزمون عبارتند از :

1-روش تداعی:

که معنای یک محرک را گزارش می دهد،مثل آزمون رورشاخ و تداعی کلماات و لکه جوهر(hit)؛2- روش ساختی:که شامل ساختن داستان یا رسم نقاشی است؛مثل TAT،تصاویر سگ بلاکی،نقاشی خانوادهDAF و دهکده آرتئر و درخت-خانه-مردHTP ؛3-روش تکمیلی:شامل تکمیل داستان یا جملات نا تمام می شود،مثل آزمون های جملات ناتمام راتر یا تصاویر ناکامی زوزندوایگ؛4- گزینشی ترتیبی:رتبه بندی کردن ترجیحات مثل آزمون زوندی و مرتب کردن تصاویر تامکینز-هرن؛5-ابزاری :یازی کردن نقش،مثل فعالیت های بازی برای کودکان و آدمک گودیناف.تعداد و انواع آزمون های فرافکن بسیار است:یکی آن هایی که از محرک های کلامی استفاده می کنند.

دسته ی دیگر ،آنان که از محرک های بصری استفاده می کنند.دسته ی سوم آن هایی که شامل فعالیت های خلاقانه می شوند و انداع بسیار دیگری نیز وجود دارد.از میان آزمون هایی که از محرک های کلامی استفاده می کنند،آزمون های تداعی لغات(word association test) و آزمون جملات ناتمام(sentence completion tests)مورد استفاده ی بیشتر قرار می گیرند.در آزمون های تداعی لغات،تعدادی لغات به فرد داده می شود که بعضی از آن ها معنای عاطفی زیادی دارند و بعضی دیگر از آن ها خنثی و بی اثر هستند.سپس عکس العمل کلامی آن ها در مقابل این لغات مورد بررسی و تفسیر قرار می گیرد.در آزمون جملات ناتمام؛معمولا قسمت اول جمله ای به فرد داده می شود و او باید قسمت دوم را پر کند تا جمله کامل شود.مانند :من احساس می کنم….،به نظر من زندگی….،یکی از مشهورترین آزمون های جمله ناتمام ،آزمونی است که به وسیله راتر ،روانشناس آمریکایی ساخته شده است.یکی از متداول ترین نوع آزمون های فرافکن؛استفاده از تصاویر مبهم است در این نوع آزمون ها از شخص مورد آزمایش خواسته می شود که به نحوی به این تصاویر پاسخ دهد.مشهورترین آزمون های پروژکتیو تصویری عبارتند از:آزمون رورشاخ تی-ای –تی ،آزمون تصویری محرومیت و زورندی آزمون.

آزمون رورشاخ

قبل از اینکه هرمن رورشاخ آزمون مشهور خود ساخته و در سال 1921 آن را انتشار دهد ،تعدادی از محققان،امکان استفاده از لکه های مرکب برای ارزیابی تخیلات انسانی را به کار برده بودند.رورشاخ-روانپزشک سویسی-مدت ها در زمینه ی یافتن روش ساده و موثری برای شناخت شخصیت ،تحقیق می کرد.آزمون رورشاخ از ده کارت ساخته شده است روی هر یک از آن ها لکه های جوهر به شکل خاصی پخش شده است،که پنج عدد از آن ها سیاه و پنج عدد دیگر رنگی است.هر کارت به طور جداگانه به فرد مورد آزمایش داده می شود.آزمایشگر ،پاسخ ها،عکس العمل ها،مدت زمانی که برای آزمایش شونده درباره ی ماهیت پاسخی که به هر کارت داده و این که کدام قسمت چه شکل به خصوصی را دیده و چه قسمت از کارت سبب ایجاد پاسخ او شده است،پرسش هایی می شود .سپس چهار قسمت اصلی پاسخ های آزمایش شونده به آزمون رورشاخ ،محاسبه و تفسیر می شود.قسمت اول مکان (location)،قسمت دوم تعیین کننده(determination)،قسمت سوم مضمون(content)،و قسمت چهارم؛عمومی (popular response) یا ابتکاری بودن (original response) پاسخ را شامل می شود.

محل ادراک:محل ادراک پاسخ به فضایی از لکه جوهر گفته می شود که مورد استفاده قرار گرفته است.

نماد هایی که کدگذاری محل ادراک پاسخ های رورشاخ به کار می روند.

نماد تعریف ملاک
W پاسخ کلی وقتی که از تمامی لکه برای پاسخ استفاده شده است.
D پاسخ جزءمعمولی(جزء عام) ناحیه ای از لکه که اغلب شناسایی می شود.
Dd پاسخ جزءغیر معمولی ناحیه ای از لکه که به ندرت شناسایی می شود.
S پاسخ به ناحیه سفید یک ناحیه سفید لکه برای پاسخ مورد استفاده قرار می گیرد.

تعیین کننده ها:تعیین کننده ها به سبکی گفته می شود که آزمودنی به آن پاسخ می دهد،مانند:شکل،رنگ یا بافت.آزمایش کنندگان ابتدا باید دریافت ادراکی را بر حسب تعیین کننده آن در طبقه مربوطه قرار دهند.سپس تعیین کننده باید بر حسب کیفیت نسبی شکل نمره گذاری شود.

نماد ها و ملاک ها برای کد گذاری تعیین کننده ها در آزمون رورشاخ

طبقه                                                               نماد                                             ملاک
شکل                                                               F                                 پاسخ های شکل

حرکت                                                           M                                 پاسخ حرکت انسان

FM                               پاسخ حرکت حیوان

m                               پاسخ حرکت اشیاء بی جان

رنگ                                                             C                                   پاسخ رنگ محض

CF                                   پاسخ رنگ-شکل

FC                                   پاسخ شکل-رنگ

Cn                                   پاسخ نام بدون رنگ

رنگ بی فام                                                    C`                             پاسخ رنگ بی فام محض

C`F                           پاسخ رنگ بی فام-شکل

FC`                                 شکل-رنگ بی فام

سایه داری-بافت                                                   T                                   پاسخ بافت محض

TF                                  پاسخ بافت-شکل

FT                                 پاسخ شکل- بافت

پاسخ به سایه ها                                                   V                             پاسخ چشم انداز محض

محتوا؛نمره گذاری محتوا مبتنی بر نوع و مقدار اشیا خاصی که آزمودنی ها در پاسخ هایشان ادراک می کنند ،می باشد.هم اکنون نظام جامع نمره گذاری اکسنر متداول ترین نظام نمره گذاری است.

نماد هایی و ملاک های مورد استفاده برای نمره گذاری محتوا در آزمون رورشاخ

طبقه                                               نماد                                                 ملاک
انسان کامل                                     H                             شامل ادراک شکل کامل انسان می باشد.

انسان کامل(خیالی یا افسانه ای)                ((H                           شامل ادراک شکل یا معانی قسمت انسان خیالی یا

افسانه ای کامل؛مانند جنس،غول فرشته یا شیطان

اجزای انسان                                  Hd         شامل ادراک شکل ناکامل انشان؛مانند شخصی که سر ندارد ،انگشتان

دست،دو پای انسان

اجزای انسان(خیالی یا افسانه ای)            (hd)               شامل ادراک شکل ناکامل انسان خیالی یا افسانه ای مانند سر

شیطان ،دست های یک فرشته

حیوان کامل                                   A                         شامل ادراک شکل کامل حیوان

حیوان کامل(خیالی یا افسانه ای)           (A)         شامل ادراک شکل یا معانی ضمنی یک حیوان کامل خیالی یا افسانه ای مانند

اسب شاخ دار ماهی قرمز

اجزای حیوان                                Ad           شامل ادراک شکل یا معانی ضمنی یک حیوان ناتم،مانند سم اسب ،سر شیر

اجزای حیوان(خیالی یا افسانه ای)             (Ad)       شامل ادراک شکل ناتمام حیوان خیالی یا افسانه ای؛مثل بال های یک اسب

بالدار.

تفسیر نتایج آزمون رورشاخ

تفسیر رورشاخ بسیار پیچیده است.برای مثال استفاده زیاد بیمار از فرم،می تواند معرف همرنگی باشد.فرم ضعیف به همراه پاسخ های نامعلوم می تواند نشانه روان پریشی باشد.با هیجانی بودن رابطه دارد و اگر فرم خوب همراه نباشد غالبا نشانگر تکانشی بودن است.استفاده ی گسترده از فضاهای سفید شاخص سر پیچی یا خصوصیات ضد اجتماعی است.استفاده از کل لکه نشانگر دغدغه خاطر داشتن نسبت به یکپارچگی و سازمان یافتگی است.استفاده زیاد از جزئیات با وسواس های فکری –عملی رابطه دارد،ولی محتوا نیز مهم است.دیدن حیوانات کوچک می تواند نشانه انفعال باشد،پاسخ هایی مثل خون،چنگال،دندان،تصاویر مشابه،می توانند نشانگر نفرت و پرخاشگری باشند.چرخاندن کارت و نگاه کردن پشت آن نیز نشانگر سوء ظن است.

1-تعداد پاسخ ها

تعداد پایین پاسخ ها(r):نشانگر دفاعی بودن محدودیت،افسردگی،ضایعه ی مغزی یا تمارض عمدی است.

تعداد بالای (r):نشانه خصیصه ی درونگری،هوش بالاتر از متوسط با سطح بالای پیشرفت تحصیلی و ایگوی خوب و درجه بالای خلاقیت و نیز نشان دهنده ی این است که فرد از توانایی های بالایی جهت برنامه ریزی برای آینده و کنترل تکانه برخوردار است.

2-محل ادراک

پاسخ به کل لکه(W):پاسخ کلی با درجه توانایی فرد در تعامل با محیطش،به شیوه ای فعال و کارآمد ارتباط دارد.

تعداد بالای پاسخ های(W):نشان دهنده ی توانایی خوب در انتزاع،ترکیب کردن،پیوند خوب با واقعیت،توانایی عالی حل مساله است

تعدد پایین پاسخ های(W):انعکاسی از اضطراب یا افسردگی است.تحریف ذهنی بیش از حد در این قسمت بیشتر مرتبط با آسیب مغزی یا عقب ماندگی ذهنی می باشد.

تعداد بالای پاسخ (D):نشان دهنده ی این است که فرد به جنبه های عینی و آشکار موقعیت ها زیاد تاکید می کند.تعداد پاسخ (d) زیاد،همراه با کیفیت پایین،نشانگر سطح جدی ناسازگاری است.

تعداد پایین پاسخ های (D):بازتابی از عادات ادراکی ناکافی است،که ممکن است نشانگر آسیب مغزی باشد.تعداد پاسخ های مغزی(D) در کودکان کمتر از بزرگسالان است.

تعداد زیاد پاسخ های (Dd):این پاسخ در بیماران اسکیزوفرنیک به خاطر هماهنگی با دنیای درونی بیشتر به کار می رود.در وسواسی ها هم به دلیل تمرکز یافتن بر جزئیات موقعیت و کاهش اضطراب دیده می شود. در کل(Dd) جدا شدن یا عقب نشینی شخص از محیط،با تمرکز بر جزئیات را نشان می دهد.

پاسخ به نواحی سفید(S):با منفی گرایی ،دشواری در کنترل خشم و گرایش به مخالفت رابطه دارد.در افراد سالم ،نشانه ی تضاد انطباقی است.

3-تعیین کننده ها

پاسخ های زیاد(F):افرادی که حالت دفاعی شدید دارند و تحت فشار هستند،یا صرفا برای کنترل یا به تعویق انداختن عمدی عواطفشان،توانایی خوبی از خود نشان می دهند.پاسخ های ((Fدر ان ها طیاد دیده می شود .این پاسخ ،نشان دهنده ی توجه وتمرکز،کنترل عاطفی و به تعویق انداختن عواطف است وهمچنین بیانگر درجه ی معینی احترام به معیارهای محیطی و توانایی استدلال است.

پاسخ های کم(F):در افراد اسکیزوفرنیک حاد،آن هایی که کنترل تکانه در آن ها دشوار است و یا نمی توانند پاسخ های عاطفی خود را از موقعیت جدا کنند،پاسخ های (F)کمتر دیده می شود.

به طور اخص،پاسخ (M) معرف پیوندی است بین منابع درونی و یا واقعیت،یا آنچه که می توان به عنوان درونی کردن عمل توصیف کرد (M)همچنین بازدارنده رفتار خارجی است.هرچند ممکن است این بازداری موقتی باشد،مشخص شده است که بین پاسخ های (M) از یک طرف و خلاقیت،تفکر درونگرایانه،تفکر انتزاعی از طرف دیگر رابطه ای نزدیک وجود دارد.

پاسخ زیاد(M):در آن دسته از افراد که خلاقیت و هوشبهر بالا دارند.ایستادگی آن ها در برابر ناکامی ها خوب است و تکانه ها را به خوبی کنترل می کنند،پاسخ های(M) دیده می شود،اما در حد افراطی این پاسخ ها در افراد مانیک و آن هایی که روابط میان فردی ضعیف و معیوب داشته اند،دیده می شود.پاسخ عای (M)نشان دهنده ی پیوند منبع درونی با واقعیت ،بازدارنده رفتار خارجی،تفکر درون گرایانه،تفکر انتزاعی،کارکرد ایگوی خوب و ایستادگی در برابر ناکامی است.

پاسخ کم(M):در افراد افسرده و خشک و انعطاف پذیر با پیش آگهی ضعیف دیده می شود.

پاسخ های زیاد (FM):در افرادی که تحت کنترل امیال خود قرار داشته و از مکانیزم های دفاعی دلیل تراشی ،توجیه عقلی و واپس روی استفاده می کنند دیده می شود.پاسخ (FM)بیشتر انعکاسی از تکانه های بازداری نشده هیجانی است،که در آن کنترل ایگو کمتر است.

پاسخ های کم(FM):در افرادی که نیازها و خواسته هایشان را انکار می کنند،پاسخ های (FM) کمتر دیده می شود.

پاسخ های کم (FM) ؛نشان دهنده ی تکانه های بازداری نشده ی هیجانی و کنترل ایگو است.

پاسخ های (M):نشان دهنده ی تجربه ی رویداد ها زندگی که از کنترل فرد خارج است ،می باشد.

پاسخ های (C):نشان دهنده ی شیوه ی برخورد با هیجانات و برون ریزی است.

4-محتوا

تعداد زیاد پاسخ های(H):در افرادی که عزت نفس و هوش بالایی دارند،بیشتر دیده می شود.با افزایش سن،این پاسخ افزایش می یابد.

تعداد کم پاسخ های (H):در افراد مضطرب با سطح هوشی پایین که روابط اجتماعی آن ها هم خیلی خوب نیست،این پاسخ ها حاکم است و نشان دهنده ی کناره گیری و همدلی پایین است.

پاسخ های زیاد (A):در افراد افسرده با رفتارهای قالبی و محدود شده توسط جامعه،بیشتر دیده می شود.نشانگر استفاده از روش های همگانی و قابل پیش بینی ،پاسخ دادن است.پاسخ های حیوانی نشانگر عینی ترین ویژگی های سازگاری و واقعیت آزمایی هستند(دید قالبی و کلیشه ای)

پاسخ های کم (A):در افراد خود انگیخته و غیر قابل پیش بینی با هوشبهر بالا ،کمتر دیده می شود.

پاسخ های معمولی یا متداول (P) پاسخ هایی است که که معمولا بیشتر افراد طبیعی از خود در مقابل کارت های رورشاخ نشان می دهند.پاسخ های(P) نشانگر میزان شباهت با مردم،همنوایی با معیارها و نفوذ پذیری در روابط میان فردی است.پاسخ های(P) کم ،نشانگر انحراف از شیوه های معمول ادراک و رفتار است.پاسخ های ابتکاری (O) آن هایی است که به ندرت از طرف اکثریت داده می شود.ولی تا اندازه ای در مورد کارت مورد نظر توضیح می دهد.

آزمون اندریافت موضوع (TAT) (Thematic Appereception Test)

در سال 1935این آزمون توسط مورگان و موری طراحی شد.هدف از این آزمون،آشکار کردن خصوصیات شخصیتی بنیادی بیماران به کمک تفسیر تخیلات و تصوراتشان در مورد مجموعه ای از تصاویر است.با این که هدف از ابداع این آزمون مشخص کردن تعارضات اصلی،نگرش ها،هدف ها و موضوعات واپس رانده شده بود.ولی عملا علاوه بر این اطلاعات نکاتی را نیز پیرامون عوامل وضعیتی ،افکار قالبی فرهنگی،جزئیات بی اهمیت و مواردی از این قبیل فاش می کند.اکثر متخصصان بالینی از آزمون اندریافت موضوع به عنوان روشی برای استنباط نیازهای روانی(پیشرفت،نیاز،وابستگی،رابطه،قدرت و …)و آشکار ساختن شیوه ی ارتباط و تعمل بیمار با محیط استفاده می کنند.موضوع اندر یافت برخلاف آزمون رورشاخ ،برای استنباط محتوای شخصیت و شکل تعاملات اجتماعی مورد استفاده قرار می گیرد.

متخصصان بالینی به کمک آزمون اندر یافت موضوع قضاوت های خاصی می کنند،مثل «بیمار از رئیس خود نفرت دارد ولی در عین حال خواهان محبت و تایید از جانب وی می باشد.کمتر احتمال دارد از آزمون اندر یافت موضوع برای سنجش میزان ناسازگاری استفاده شود،تا برای فاش کردن کانون مشکلات،ماهیت نیاز ها ،یا کیفیت روابط میان فردی.پژوهش های مک کلیند از این مساله دفاع می کند که TAT رفتار آشکار را پیش بینی می کند ضمنا تفسیر ان شامل همانند سازی با نیازها بوده است.

توصیف:این آزمون حاوی 31 کارت است(که یکی از آن کارت ها سفید می باشد).در اکثر این کارت ها انسان در موقعیت های مختلف ترسیم شده اند ولی در تعدادی از آن ها فقط اشیاء دیده می شوند.برخی از این کارت ها برای پسر ها و مردها مفیدند و برخی دیگر برای هر دو جنس.متخصصان بالینی عملا روی هر بیمار 6 تا 12 کارت را اجرا می کنند.از شخص مورد آزمایش می خواهیم که در مورد هر کارت داستانی بگوید که چه شرایطی موجب وضع روی کارت شده است؟در مورد وضعی که در کارت نشان داده شده است بگوید که افراد موجود در کارت چه افکار و چه احساسی دارند؟ و اگر شخص یکی از مراحل را حذف کرد،باید از او درباره آن مرحله پرسش های بیشتری کرد.TAT یک شیوه ی ارزشیابی جامع است و به عنوان رویکرد فراگیر از آن یاد می شود.چهار شرط لازم برای ساختار داستان TAT وضعیت فعلی – افکار و احساسات قهرمان-رویدادهای پیشین-نتیجه داستان.

نمره گذاری؛در طول سال های گذشته طرح های نمره گذاری مختلفی برای آزمون اندریافت موضوع تدوین شده است.اکثر متخصصان بالینی به این نتیجه رسیده اند که طرح های نمره گذاری کمی موجب تحرف یا از دست رفتن شواهد مفید بالینی می شوند.در نتیجه از این طرح ها،فقط در امور تحقیقاتی استفاده می کنند و تاکید زیادی بر نمره گذاری این آزمون نشده است.

موارد زیر برخی از تفسیرهای هستند که لیندزی و همکارانش به آن ها اشاره کرده اند:

استفاده از عبارت های قالبی در طول داستان،نشانه پارانویا است.

داستان هایی که بر سوانح فیزیکی و ضربه های هیجانی مثل از دست دادن زن ،مادر،شغل،سوختن خانه،یا سانحه هوایی تاکید دارند،نشانه ی اضطراب می باشد.سه بار یا بیشتر اشاره به یک یا چند نفر از اعضای خانواده نشانه وابستگی است.

روی هم رفته توصیه می شود که موارد زیر به ترتیب تفسیر شود:

1-قهرمانی که می تواند خود را با آن همانند می کند.

2-نیازهای قهرمان که می تواند بیانگر نیازهای خود آزمودنی باشد.

3-الزام ها و فشارهای خارجی که می توانند روی فرد در جهت مناسب یا نامناسب اثر بگذارد.

4-موضوع داستان که در واقع محصول نیاز و فشاری است که آزمودنی احساس می کند.

5-پایان داستان که در واقع آرزو و امیال آزمودنی را منعکس می کند.

آزمون اندریافت موضوع برای کودکان(cat)که برای سنسن 3 تا 10 سال طراحی شده است که تصاویر حیوانات را ارائه می کند و دارای سر منشا کاملا روانکاوی است و برای سنین بزرگسالی و پیری ،آزمون اندریافت سالمندان(sat)مورد استفاده قرار می گیرد.از مجموعه آزمون هایی که به بررسی شخصیت اختصاص دارند،بدون شک آزمون های فرافکن ،بالینی ترین آن ها هستند.این آزمون ها کل شخصیت را مورد نظر قرار می دهند اما کمتر از آزمون های دیگر استاندارد شده اند.اصطلاح فرافکنی توسط فروید به منظور تعیین مکانیزم دفاعی در برابر اضطراب یا دلهره در روانشناسی وارد شده است.آزمون های فرافکن موضوع دار دیگر عبارتند از:آزمون سایموندز،آزمون پا سیاه کرمن،آزمون بازخورد خانوادگی جاکون،آزمون بازخورد آزمایشگاهی ناتان و موکو ،آزمایش پویایی شخصی و تصاویر پرون.

آزمون تداعی لغات و جملات ناتمام

گرچه در این زمینه گالتون پیشقدم بود اما استفاده دقیق از آن توسط یونگ انجام شد.در این روش یونگ واژه هایی را به آزمودنی ارائه می دهد و از وی می خواست اولین کلمه ای را که با شنیدن هر واژه به ذهنش می رسد را بیان کند.زمان تاخیر در پاسخ و حالات و هیجانی آزمودنی معیار قضاوت یونگ بود.از نظر یونگ ،تاخیر در پاسخ گویی نشانه یک عقده روانی است.

تست پویایی شخصی و تصاویر پرون:که در مورد کودکان،نوجوانان و بزرگسالان کاربرد دارد،آزمودنی است که به منظور ایجاد موضوعاتی از قبیل اقدام به یک کار ،پیروزی و شکست در امری ساخته شده و در خلال این موضوعات است که تصور از خود و دیگران به خصوص در روابط درون خانوادگی مورد بررسی قرار گرفته اند.از جمله آزمون های فرافکن دیگر میتوان به آزمون های ساختنی مانند:تست دنیای جوهلر،یا تست دهکده ی آرتوس و مابیل،آزمون های تکمیل کردنی مانند :داستان های تکمیل کردنی توماس،افسانه ها و تست ناکامی روزنرویگ نام دارد.

تفسیر در سطح شخصیت به گونه ای طراحی شده است که دارای دو مفهوم می باشد:

  • انسجام:تجسس یک انسجام قابل فهم بین داده های مختلف در یک فرد

2-اختصاص:ترسیم آنچه در این فرد به منزله ی کاهش به هیچ چیز دیگر متجلی می شود؛یعنی جنبه ی خاص فرد.

هدف از اجرای آزمون دیداری حرکتی بندر گشتالت در کودکان؛تعیین درجه رشد یا عقب ماندگی فعالیت های دیداری-حرکتی و تعیین اختلالات هیجانی و در بزرگ سالان ؛تشخیص ضایعات مغزی و برخی از اختلالات روانی است.

همبستگی فریبنده و سودمندی افزایشی

همبستگی فریبنده :تفسیر پاسخ های حاصل از آزمون فرافکن تا حد زیادی به تجربه ی متخصص تشخیص روانی بستگی دارد.مشاهدات به تدریج روی هم جمع شده و نشان می دهند،برخی پاسخ ها با برخی خصوصیات شخصیتی رابطه دارند.در نتیجه متخصص بالینی یاد می گیرد تا این پاسخ ها را با آن خصوصیات شخصیتی مرتبط سازد.به این ترتیب؛پاسخ های مزبور علامت این خصوصیات شخصیتی بنیادی می شوند،ولی حجم زیادی از شواهد تحقیقاتی وجود دارند که با معنا بودن بسیاری از این علایم تشخیصی را رد می کنند.یکی از دلایل ضعف عملکرد؛اتکا بر همبستگی های فریبنده بین خصوصیات شخصیتی و پاسخ ها می باشد.مثلا متخصصان بالینی در رابطه با آزمون رورشاخ بیشتر روی پاسخ هایی تمرکز می کنند که به شدت همجنس خواهی مردان تداعی می کنند.

سودمندی افزایشی:اعتبار افزایشی عبارت است از اینکه:روش مورد نظر در مقایسه با روش های دیگر تا چه اندازه بر قدرت پیش بینی می افزاید.برای آنکه یک روش سنجشی واقعا ارزشمند باشد باید متخصص بالینی را متوجه نکته مهمی کند که وی از بررسی آهنگ های پایه (میزان شیوع)نمی تواند به آن نکته پی ببرد.این ادعا که داستان های یک بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی در آزمون اندر یافت موضوع،حاکی از مشکلات او در زمینه سازگاری است.یا پاسخ های بیمار که می دانیم افسرده است ؛در آزمون رورشاخ ؛حاکی از احساس ملال و غمگینی او است.چیز زیادی به دانش و اطلاعات ما نمی افزاید حتی اگر این اظهارات صحیح و عمیق باشند.آنچه استفاده از یک ابزار سنجشی را توجیه می کند اعتبار افزایشی ان نسبت به دیگر ابزارهای اندازه گیری است که مقرون به صرفه ترند(مثل پرسش نامه های خود سنجی کوتاه)چون اگر قرار است همان اطلاعات را کسب کنیم ،وقت متخصص بالینی و بیمار را هدر داده ایم.

استفاده و سوءاستفاده از آزمون گیری

مراقبت ها:معیارهای اخلاقی انجمن روانشناسان آمریکا،از روانشناسان می خواهد که فقط از روش ها و فنونی استفاده کنند که صلاحیت استفاده از آن ها را دارند.در ضمن ناشران موظفند آزمون ها را به افرادی که صلاحیت اجرا،نمره گذاری و تفسیر آن ها را دارند بفروشد.در راهنمای تمام آزمون ها باید داده های هنجاری و دستورالعمل های اجرا و نمره گذاری درج شوند.

مساله حریم خصوصی:اکثر مردم معتقدند حق دارند نگرش ها،احساسات،ترس ها یا آرزوهای خود را به هر اندازه که می خواهند فاش کنند البته در مورد روش های سنجشی ظریف و غیر مستقیم ،آزمون دهنده همیشه نمی تواند با قطعیت در مورد مطلوب بودن یا نبودن پاسخ هایشان اظهار نظر کند.فراد در آزمون ها با هر ماهیتی حق دارند به طور کامل در جریان اهداف و نحوه ی استفاده از نتایج آزمون قرار بگیرند.از آزمون دهنده فقط باید آزمون های مرتبط با اهداف مورد نظر گرفته شود.

مساله راز داری:در هنگام آزمون گیری باید تا حد امکان افراد را در جریان اهداف آزمون نحوه استفاده از نتایج ان و افراد یا موسساتی که به نتایج دسترسی خواهند داشت بگذاریم.اگر آنان رضایت نامه را امضا کردند حق داریم آزمون گیری را انجام بدهیم.

مساله تبعیض:گاهی ریشه مشکل به عدم آشنایی اقلیت ها به مقوله ی آزمون و آزمون گیری بر میگردد.بی تجربگی،انگیزش ناکافی و ناراحتی از معاشرت با آزمون گیرنده ای که نژاد دیگری دارد نیز،می تواند بر عملکرد آنان در آزمون ها تاثیر بگذارد .در اغلب موارد ماده ها و مندرجات آزمون ها نیز از لحاظ نژادی برابر و عادلانه نیست برای مثال در کارت های آزمون اندریافت موضوع فقط شخصیت های سفید پوست ترسیم می شوند.

سو گیری آزمون:سوگیری آزمون یا تبعیض،یک معقوله اعتباری است.یعنی وقتی مشخص شود که اعتبار آزمون (مثلا در پیش بینی برخی خصوصیات یا یک عملکرد ملاک)با تغییر گروه ها به طور معنا داری تغییر می کند.می توان گفت آزمون مورد نظر در رابطه با آن هدف سو گیری دارد .به عبارت دیگر هر چه آزمونی در پیش بینی یک گروه ،دقیق تر از گروه دیگر باشد،سو گیری بیشتر دارد.به عنوان مثال،آزمونگر ،آزمونی را تهیه کند که در آن نمرات مردها بیشتر از زن ها باشد.

سنجش رایانه ای: مدت ها است که از رایانه ها برای نمره گذاری آزمون ها و تهیه نیم رخ های روان شناختی استفاده می شود.از رایانه ها به دلیل کاهش هزینه ها ،افزایش انگیزه و توجه مراجعان و یکسان کردن روش های متخصصان بالینی استفاده می شود.بدیهی است که رایانه ها توان بالایی دارند.ولی دارای مشکلاتی نیز هستند ،نخست آنکه متخصصان باید رایانه ها را بیش از این ها بپذیرند.علاوه بر این،باید بر احساسات و واکنش های مراجعان در قبال روش های رایانه ای بیشتر توجه کنند.علاوه بر همه ی این ها ،از نظام های رایانه ای به راحتی می توان سوء استفاده کرد.


نظرات کاربران

شما هم می‌توانید در مورد این مقاله نظر دهید.
برای ثبت نظر، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

این صفحه را به اشتراک بگذارید.