روش های تحقیق در روانشناسی بالینی

1/00
1.00 out of 5 1
(0)

شرکت در آزمون آنلاین MMPI-2

شرکت در آزمون آنلاین NEO-PI-R

رفتار انسان فوق العاده پیچیده است ،آن قدر پیچیده که نظره های زیادی برای تبیین آن وجود دارد.چون در هر لحظه و در هر مکان عوامل بسیار زیادی در یک رفتار خاص نقش دارند،در مورد تبیین های ساده و حتمی باید بدبین باشیم .در واقع نیروی محرکه و جهت بخش دانشمندی که دنبال دانش و روانشناسی بالینی ،که دنبال روش های موثر کمک به مراجعانش است ،همین شک سالم است.

امروزه برای مشاهده منظم رفتارهایی که از نظر مردم ثابت شده اند، روش های بهتری داریم.این روش ها سال به سال تغییر کرده و تغییر خواهند کرد،زیرا هیچ روش علمی کامل و لا یتغییری وجود ندارد.ولی عقاید،فرضیه ها و حدس ها باید تا حد امکان دقیق و واضح بیان شوند ،تا مشاهده کنندگان دیگر بتوانندان ها را بیازمایند.تنها عقایدی که ابطال پذیر باشند.مطلوبند.در تحقیق چند هدف را دنبال می کنیم؛

اولا به کمک تحقیق می توانیم از دام حدس صرف و یا پیروی محض از صاحبان قدرت بگریزیم.در تحقیق ،سوال ها به نحوی بیان می شوند که ابطال پذیر و قابل مشاهده عینی باشند.همچنین به ما کمک می کند نظریه های خود را بسط داده ،اصلاح و سودمندی های ان ها را مشخص کنیم .بین نظریه و تحقیق رابطه تنگاتنگی برقرار است.نظریه به وجود آورنده تحقیق است و به آن خط می دهد و همچنین به دنبال انتشار نتایج تحقیقات اصلاح می شود.برای مثال؛آرون یک پیشگام مطالعه افسردگی،سال ها قبل مشاهده کرد که بیماران افسرده دو ویژگی شخصیتی دارند: اجتماع گرایی (وابستگی اجتماعی شدید) و خودمختاری (پیشرفت گرایی زیاد).

بک ابتدا گفت دو صفت اجتماع گرای افراطی و خود مختاری افراطی زمینه ساز افسردگی می شوند،اما تحقیقات بعدی این نظر بک را تایید نکردند.محققان بعدها دریافتند برخی از افراد که به شدت اجتماع گرا یا خودمختار بودند افسرده نبودند.این نتایج نظریه اولیه بک را زیر سوال برد و باعث شد در زمینه چگونگی ارتباط شخصیت و افسردگی تجدید نظر کند.در نظریه باز نگری شده به نام فرضیه هم خوانی گفته می شود که تعامل سبک شخصیتی(خودمختاری یا اجتماع گرایی)و رویدادهای منفی زندگی،که با سبک شخصیت رابطه مضمونی دارند،باعث افسردگی می شود.این نظریه مثلا چنین پیش بینی می کند که فرد بسیار اجتماع گرایی که در روابطش طعم تلخ شکست را زیاد چشیده(رویدادهای منفی که به چشم این فرد بسیار وابسته،خیلی بزرگ می آید افسرده خواهد شد.ولی این پیش بینی در مورد شخص بسیار خود مختار صدق نمی کند(زیرا این رویداد منفی ارتباط چندانی به سبک شخصیتی او دارد).به عبارت دیگر وقایع منفی زندگی باید به سبک شخصیتی فرد همخوانی داشته باشند،تا وی افسرده گردد.به طور کلی تحقیقات نظریه اصلاح شده بک را بیشتر مورد حمایت قرار می دهد.

سنت رفتاری

سه تفاوت عمده سنجش رفتاری با سنجش سنتی عبارتند از نمونه در مقابل علامت،تحلیل کارکردی و پیوسته ومستمر بودن.

نمونه در مقابل علامت

در سنجش سنتی شناسایی خصوصیات شخصیتی پایدار از توصیف وضعیت مهم تر است ولی در سنجش رفتاری مهم ترین نکته آن است که ابزار سنجش،چقدر از رفتارها و وضعیت های مورد نظر متخصص بالینی به خوبی نمونه می گیرد.در این نوع سنجش،نا مشخص بودن آزمون یا بررسی اعماق شخصیت مهم نیست.گولد فرید(1976) درباره نگرش علامتی و نمونه ای در آزمون گیری گفته است:

وقتی پاسخ های نمونه را در نظر میگیریم ،فرض بر این است آزمون دهنده در وضعیت های دیگر هم رفتار مشابهی خواهد داشت .در نتیجه اگر آزمودنی ،پرخاشگرانه پاسخ بدهد ،در وضعیت های دیگر پرخاشگر خواهد بود اما وقتی پاسخ های او را یک علامت می دانیم عملکردش را تظاهر غیر مستقل یا نمادین خصوصی دیگر در نظر می گیریم .نشانه آن نیز تفوق و غالب بودن پاسخ دورنمایی است که در آن پاسخ دهنده می گوید دریافت های ادراکی وی دور نمایی هستند .در تفسیر این پاسخ ،آزمون گیرنده معمولا اینگونه نتیجه گیری نمی کند که پاسخ دهنده باید تحت مراقبت های بینایی سنجی قرار گیرد فبلکه آن را نشانه توانایی خود ارزیابی وی و بینش پیدا کردن در مورد خودش می داند.سنجش سنتی عمدتا پیرو رویکرد علامتی است،ولی در سنجش رفتاری فقط رویکرد نمونه ای معنا دارد.با توجه به مبحث رویکرد سنتی در برابر رویکرد رفتاری ،در کتاب روان شناسی بالینی فیرس،رویکرد علامتی و نمونه ای به اشتباه به جای یکدیگر قرار گرفته اند.

تحلیل کارکردی

یک ویژگی دیگر سنجش رفتاری تحلیل کار کردی مورد نظر اسکینر است.تحلیل کارکردی یعنی تحلیل دقیق محرک هایی که پیش از رفتار وجود داشته اند وپیامد های پس از آن با سنجش رابطه تغییرات شرایط محرک ها و پیامد های تغییرات رفتار می توانیم درک دقیق تری از علل رفتار پیدا کنیم فرض اصلی این است که رفتارها به خاطر پیامدهایشان آموخته می شوند و تداوم می یابند.بنابراین متخصصان بالینی برای تغییر دادن رفتار نامطلوب باید (1)محرک های مولد رفتار (2)تقویت کننده های پس از وقوع رفتار را بشناسد.وی پس از سنجش این دو عامل می تواند با دستکاری محرک های تقویت کننده رفتار مورد نظر را اصلاح کند.

نکته بسیار مهم در تحلیل کارکردی،توصیف ظریف و دقیق است.رفتار مورد نظر باید به طور مشهود قابل اندازه گیری توصیف شود ،تا ثبت میزان وقوع آن پایا باشد .شرایط کنترل کننده رفتار هم باید با همین دقت مشخص شوند .پیشایند ها و پیامد ها نیز باید با دقت تشریح شوند .زمان،محل و افراد حاضر در هنگام بروز رفتار باید ثبت شوند ،همچنین پیامد های رفتار باید دقیقا مشخص گردند.اکثر رفتارها درمانگرها روش تحلیل کارکردی را به حدی گسترش می دهند که متغیر های «ارگانیسمی»را نیز در بر گیرد.

متغیرهای ارگانیسمی شامل خصوصیات جسمی،فیزیولوژیک یا شناختی فرد می شود،که در مفهوم بندی مشکل وی و درمان نهایی وی اهمیت دارند.برای مثال؛سنجش نگرش ها و باورهای افراد مستعد افسردگی مهم است ،چون با افسردگی رابطه دارند و هدف های مناسبی برای مداخله اند.یک مدل مفید برای مفهوم بندی مشکلات بالینی بر مبنای دیدگاه رفتاری ،مدل SORC است.

S:محرک ها یا پیشایند های رفتار مشکل ساز                 O:متغیرهای ارگانیسمی مرتبط با رفتار مشکل ساز

R:پاسخ یا رفتار مشکل ساز                                    C:پیامد های رفتار مشکل ساز

پیوسته و مستمر بودن:

همان طور که پترسون و سوبل گفته اند سنجش رفتاری در رابطه با یک موضوع بالینی،فقط یک دفعه و آن هم قبل از درمان انجام نمی شود،بلکه یک فرایند پیوسته ومستمر است،که قبل و در حین و پس از درمان کماکان صورت می گیرد.

سنجش رفتاری از این جهت مهم است که در انتخاب اولیه راهبردهای درمانی موثر است،در مورد کارایی راهبردهای درمانی بازخورد می دهد،ارزیابی اثر بخشی کلی درمان پس از اتمام آن را امکان پذیر و عوامل وضعیتی خاص را که ممکن است موجب تکرار رفتار مشکل ساز شوند،مشخص می کند.

سنجش رفتاری در مراحل مختلف درمان ادامه می یابد .نخست در تدوین تشخیص،توصیف هایی از رفتارهای غیر انطباقی یا اهداف مداخله می گردد.سپس بافت یا محیط بیمار (نظام حمایت اجتماعی ،محیط فیزیکی)سنجیده می شود،چون به طراحی درمان و تعیین اهداف واقع بینانه درمانی کمک می کند.ارزیابی منابع و امکانات مراجع مانند مهارت ها،میزان انگیزه،باورها و انتظارات او نیز مهمند.در واقع سنجش مقدماتی ،رفتارهای غیر انطباقی ،بافت درمان وامکانات و منابع مراجع،به طور طبیعی زمینه را برای یک طرح درمانی مقدماتی مبتنی بر داده ها فراهم می آورد.

این طرح ،نقش هدف گزینی توام با همکاری (بیمار و درمانگر)و توافق بر سر ملاک های بهبود را شامل سنجش های رسمی پیشرفت درمان ،بازخورد مستمر و تسهیل مسیر افزایش خود بسندگی بیمار را بازی می کنند .در سنجش بعد از درمان نیز اطلاعاتی دقیق و عینی در مورد کارکرد نهایی بیمار به دست می آید که می توان آن را با داده های حاصل از سنجش های مقدماتی مقایسه کرد و در آخر سنجش دقیق در طول این مراحل ،اطلاعاتی در خصوص احتمال وقوع مجدد نشانه ها به ما می دهد،از جمله در مورد محیط های «پرخطری»که موجب معکوس شدن و بازگشت [رفتار مشکل آفرین]می شوند.

انواع روش های تحقیق

مشاهده

-مشاهده نامنظم               -مشاهده طبیعی                 -مشاهده کنترل شده

مشاهده بنیادی ترین و متداول ترین روش تحقیق است .در رویکردهای آزمایشی،مطالعه موردی و طبیعی ،رفتارهای افراد تحت مشاهده قرار می گیرد.

مشاهده نامنظم:

مشاهده تصادفی به ندرت مبنای کسب دانش قرار می گیرد،ولی اغلب فرضیه هایی که بعدها به بوته آزمایش گذاشته می شوند ،از طریق همین نوع مشاهده ،تدوین می شوند .برای مثال؛یک روانشناس بالینی به کرات متوجه می شود که وقتی بیماران در آزمون پیشرفت با یک ماده ازمون کلنجار می روند،در حل ماده بعدی نیز دچار مشکل می شوند و عملکردشان افت می کند .این مشاهده باعث می شود این فرضیه را تدوین کند که اگر بیمار اطمینان یابد پس از هر ماده دشواری،ماده آسانی می آید که در حل آن موفق خواهد شد ،عملکردش بهبود خواهد یافت.

مشاهده طبیعی:

مشاهده طبیعی اگرچه در محیط طبیعی زندگی صورت می گیرد ،ولی دقیق تر و منظم تر است.این مشاهده نه تنها تصادفی و آزاد نیست ،بلکه کاملا برنامه ریزی شده است .البته مشاهده گر،کنترلی اعمال نمی کند و اجازه می دهد اتفاقات آزادانه روی دهند.معمولا این نوع مشاهدات روی عده کمی یا وضعیت های محدودی صورت می گیرند .در نتیجه معلوم نیست چقدر می توان نتایجش را به دیگران یا سایر وضعیت ها تعمیم داد.همچنین احتمال دارد در حین مشاهده یا ثبت پاسخ ها ،مشاهده گر به طور اتفاقی و ندانسته دخالت کند و روی جریان حوادث تاثیر بگذارد.این روش نیز مثل مشاهده غیر منظم می تواند فرضیه های زیادی را تولید کند که می توان آن ها را به دقت بررسی کرد.یک نمونه استفاده از روش مشاهده طبیعی ،تحقیق در خصوص رفتار بیماران در بیمارستان روانپزشکی است.

در این مشاهدات اثری از ساختگی بودن و تصنعی بودن بسیاری از روش های آزمایشی نیست .اکثر صاحب نظران صرفنظر از احساس شان درباره نظریه روان پویشی ،این مطلب را بیان می کنند که مهارت های فروید در مشاهده بالینی فوق العاده بوده است،چرا که او با مشاهدات خود یکی از فراگیرترین نظریه های تاریخ روانشناسی بالینی را مطرح ساخت.فروید هیچ گونه آزمایش عینی نگر ،برگه های رایانه ای و روش های پیچیده آزمایشی در اختیار نداشت ،او فقط از قوه مشاهده ،تفسیر و تعمیم خویش استفاده کرد و بس.

مشاهده کنترل شده:

بعضی از محققان بالینی در واکنش به انتقاد های وارد شده به مشاهده نامنظم و طبیعی،روش مشاهده کنترل شده را به کار گرفتند در این روش ،با وجود آنکه تحقیق میدانی است یا در محیطی نسبتا طبیعی صورت می گیرد.اما محققان تا حدودی روی حوادث و وقایع کنترل دارند مشاهده کنترل شده سابقه طولانی در روانشناسی بالینی دارد.برای مثال؛یک راه این است که بیماران ترس های خود یا نحوه پاسخ دادن خود به داده های پرسش نامه را با روانشناسی بالینی در میان بگذارند.ترس از انکار را با قرار دادن ماده های واقعی در جلوی بیماران وسپس تغییر دادن فاصله آزمودنی و ماده بررسی کردند.این مشاهده کنترل شده به آن ها اجازه داد در مورد واکنش آزمودنی ها ،بینشی واقعی کسب کند.

با طراحی وضعیت های برنامه ریزی شده،می توان رفتارها را با شرایط کنترل شده و استاندارد تحت مشاهده قرار داد.یک نمونه متعارف تر،موردی است که لازاروس(1961)مطرح کرده است.وی با قرار دادن بیمار در اتاقی بسته که با حرکت کردن صحنه پیوسته تنگ تر می شود رفتار ترس از مکان های بسته راسنجید.روش های سنجشی خاصی که در آن ها از فنون کنترل شده عملکردی برای مطالعه ترس شدید از مار استفاده می شود می توانند رویکرد های موجود به این نوع اندازه گیری را نشان بدهند.

اجتناب رفتاری:

آزمون رفتار اجتناب،شامل 29 تکلیف بود که در آن ها تهدید آمیز بودن تعاملات فرد با یک مار به تدریج زیاد تر می شد.آزمودنی ها ابتدا به قفسه شیشه ای مار نزدک می شدند،به پایین نگاه می کردند ،مار را با دستکش لمس می کردند و بعد آن را بدون دستکش لمس می کردند و اجازه می دادند در اتاق رها شوند و سپس آن را به قفس بر می گردانند و بالاخره در حالی که دو دست خود را پشت سر شان نگه می داشتند ،اجازه می دادند مار دور آن بپیچد .به کسانی که نمی توانستند وارد اتاقی که مار در آن هست بشوند نمره صفر داده می شد و نمره اجتناب بستگی به این داشت که آزمودنی چقدر در انجام تکالیف مربوطه موفق شود.

ترس ضمیمه نزدیک شدن:

علاوه بر اندازه گیری ظرفیت ها ،ترس ناشی از نزدیک شدن به مار نیز سنجیده می شود در آزمون رفتاری ،آزمودنی ها به طور شفاهی روی یک مقیاس فاصله ای هوش بهری ،شدت ترس خود را در هنگام نزدیک شدن مار به آن ها و هنگامی که مشغول انجام رفتار مربوطه بودند درجه بندی می کردند .نکته بسیار مهم این است که رفتار افراد در این وضعیت های پر استرس اصلا شبیه رفتار های آن ها در زندگی واقعی نیست.برای هر دو هدف بالینی و تحقیقاتی از سنجش روانی-فیزیولوژیک استفاده می شود.

اندازه گیری روانی-فیزیولوژیک:

برای سنجش دستگاه عصبی مرکزی ،دستگاه عصبی خودکار یا فعالیت های حرکتی –اسکلتی استفاده می شوند.از این نوع اندازه گیری ها در سنجش بسیاری از موارد بالینی از جمله اضطراب ،استرس یا اسکیزوفرنی استفاده شده است.روانشناسان بالینی معمولا از اندازه گیری های روانی –فیزیولوژیک برای تکمیل سنجش های سنتی تر استفاده می کنند. فایده اندازه گیری های رفتاری قابل سنجش نیستند،همچنین این فرایند ها را دقیق تر و ظریف تر اندازه می گیرند.برخی از ابزارهای اندازه گیری روانی-فیزیولوژیک عبارتند از :پتانسیل های واقعی (ERPs) فعالیت الکتریکی ماهیچه،فعالیت الکتریکی مغز(EEQ) و فعالیت الکتریکی پوست(EDA).

خود بازبینی

روش های مشاهده ای طراحی شده توسط روانشناسان بالینی ،وقت و هزینه بالایی می برند.مشاهده مراجعان در حین انجام کارهای روزمره شان غالبا غیر ممکن یا پر هزینه است.به همین علت روز به روز رغبت متخصصان بالینی به خود باز بینی بیشتر می شود.در این روش ،خود افراد به مشاهده و ثبت رفتارها،افکار و هیجانات خویش می پردازند.مراجعان باید در مقطع زمانی تعیین شده ،رفتارهای خود را در دفترچه گزارش یا دفترچه خاطرات ثبت کنند .در این دفترچه گزارش های فراوانی و شدت و مدت برخی رفتار ها و همچنین ضمیمه این رفتارها و پیامد های آن ها ثبت می شوند.این اطلاعات ،بیشتر از این جهت مفیدند که به متخصصان بالینی و مراجع نشان می دهند که رفتار مورد نظر چقدر اتفاق می افتد .در ضمن می تواند شاخص تغییر پس از درمان هم محسوب شود.همچنین مراجع را روی رفتار نامطلوب متمرکز و از این رهگذر ،آن را کم می کنند و بالاخره مراجعان متوجه رابطه محرک های محیطی و خود رفتار می شوند.البته خود باز بینی مشکلاتی هم دارد ؛بعضی از مراجعان دقت به خرج نمی دهند ،یا عملا مشاهدات و نوشته ها را تحریف می کنند.عده ای هم اصولا با انجام این کار مخالفت می ورزند ،اما با وجود این مشکلات خود باز بینی فن مفید و موثری است.

متغییر های موثر بر پایایی مشاهدات

اطلاعات چه حاصل مصاحبه و آزمون گیری باشند و چه حاصل مشاهده،متخصص بالینی باید در مورد پایایی آن ها اطمینان حاصل کند.در مورد مشاهده متخصصان بالینی باید مطمئن شوند که مشاهده کنندگان مختلف اصولا درجه بندی های یکسانی می کنند و نمرات واحدی می دهند.عوامل زیادی می توانند بر پایایی مشاهدات تاثیر بگذارند عبارتند از:

پیچیدگی رفتار مورد نظر:

بدیهی است که هرچه رفتار تحت مشاهده پیچیده تر باشد ،پایایی مشاهدات کمتر خواهد بود.سنجش رفتاری معمولا بر رفتارهایی با پیچیدگی کمتر متمرکز است.مشاهده چیزی که فرد هنگام صرفه جویی صبحانه می خورد(رفتار نازل)،بر پایایی بیشتری خواهد داشت تا مشاهده رفتار میان فردی او (رفتار عالی تر وپیچیده تر)،در مورد خود باز بینی هم وضعیت به همین منوال است .اگر بر سر برخی رفتارهای خاص به توافق نرسیم به شمار زیادی از رفتارهای مواجه می شویم که قابل بررسی هستند.

آموزش مشاهده کنندگان:

جایگزینی برای آموزش دقیق و منظم وجود ندارد.برای مثال،مشاهده کنندگانی که برای مطالعه رفتار بیماران و درجه بندی های تشخیصی به بیمارستان روانی می روند ،باید قبلا با دقت آموزش دیده باشند.باید به طور مشروح در جریان تعریف مثلا افسردگی،رفتارهای نشانگر و سایر موارد قرار بگیرند.آن ها نباید با جمع آوری (هشیارانه و یا ناهشیارانه)داده هایی که به طرح مورد نظر کمک نمی کنند ،دنبال خشنود کردن ناظر باشند.گاهی نیز مواردی از دور جویی مشاهده کننده دیده می شود.یعنی مشاهده کنندگانی که در کنار هم مشغول کار هستند خیلی ظریف و غیر تعمدی در درجه بندی های خویش از بقیه مشاهده کنندگان دوری می جویند .اگرچه پایایی مشاهده کنندگان دور جو در حد قابل قبولی خواهد بود،ولی به تدریج تعریف خود را از رفتارهای مورد نظر تغییر می دهند.گاهی نیز مشاهده کنندگان وقتی به میل خود مشاهدات را انجام می دهند به اندازه وقتی که تحت نظر هستند ،دقت به خرج نمی دهند .برای جلوگیری از دوری جویی مشاهده کننده ؛باید یک ارزیاب مستقل به طور منظم مشاهده کنندگان را ارزیابی کند و به آن ها بازخورد بدهد.

متغیرهای موثر بر اعتبار مشاهدات

در مصاحبه بدیهی به نظر می رسد که گفته های بیماران به مصاحبه کنندگان لزوما همکاری نیست که در حالت عادی انجام می دهند.یا در مورد آزمون های فرافکن می توان در این مورد که دیدن حیوانات وحشی،خون یا دندان های بزرگ در لکه های جوهر رورشاخ نشانه پرخاشگری است ،شک کرد.ضمن اینکه ادراک ها لزوما همان رفتارهای«واقعی»نیستند،اما در مشاهده ظاهرا این امور روشن ترند.وقتی کودک برای همسالانش قلدری کند و این مشاهدات با گزارش های معلمان وی هماهنگی دارد،دیگر تردید زیادی در مورد اعتبار داده های مشاهده کنندگان باقی نمی ماند.

اعتبار محتوا:

درطرح مشاهده رفتاری باید رفتارهایی را مد نظر قرار داد که برای اهداف تحقیقاتی یا بالینی ،مهمند.معمولا محققان یا متخصصانی که این گونه نظام های مشاهده ای را تدوین می کنند،اعتبار محتوای نظام مورد نظر را تنظیم می کنند.فرایند مزبور حالت درونی دارد،یعنی یعنی نظام مورد نظر وقتی اعتبار دارد که متخصص بالینی نتیجه بگیرد معتبر است. جونز و همکارانش در تدوین نظام کد گذاری رفتاری ،این اشکال را برطرف کردند.آن ها ابتدا چند طبقه از رفتارهای نا مطلوب کودکان را مشخص و سپس آن ها را در معرض درجه بندی قرار دادند.این محققان به کمک این درجه بندی های مادران توانستند بر قضاوت های پیشین خود در مورد نا مطلوب و آزار دهنده بودن برخی رفتارهای انحرافی ،تاکید کنند.

اعتبار همزمان:

یکی دیگر از راه های بررسی اعتبار مشاهدات،این است که آیا درجه بندی های مشاهده ای با مشاهدات همزمان دیگران تناظر دارد یا خیر.برای مثال؛آیا درجه بندی پرخاشگری کودکان در محوطه بازی ،بر مبنای مشاهدات،آنان توسط یک مشاهده کننده آموزش دیده ،با درجه بندی های همبازی های آنان هماهنگی دارد یا خیر؟خلاصه اینکه آیا درک کودک از پرخاشگری یکدیگر ،شبیه درک مشاهده کنندگان است؟

اعتبار سازه:

نظام های مشاهده معمولا بر گرفته از یک چهارچوب نظری ضمنی یا صریح است.برای مثال؛نظام کد گذاری رفتاری جونز و همکارانش(1975)بر گرفته از نظریه های یادگیری اجتماعی است که در آن پرخاشگری محصول یادگیری های درون خانواده می باشد.هنگامی که پاداش های پرخاشگری زیاد باشد پرخاشگری روی خواهد داد.وقتی این پاداش ها دیگر مشروط بر پرخاشگری نشوند ،پرخاشگری روی نخواهد داد .پس اعتبار سازه نظام کد گذاری رفتاری،این گونه ثابت می شود که آیا رفتار پرخاشگرانه کودک پس از درمان بالینی کاهش یافته است یا خیر:منظور از درمان بالینی هم آرایش مجدد وابستگی های اجتماعی درون خانواده به نحوی است که میزان بروز پرخاشگری مشاهده شده ،کم شود.

سازو کارهای درجه بندی:مشخص کردن واحد تحلیل اهمیت زیادی دارد.واحد تحلیل عبارت است از؛مدت مشاهدات و نوع و تعداد پاسخ ها .برای مثال می توانیم قرار بگذاریم که هر حرکت فیزیکی یا ژستی را هر چهار دقیقه یک بار،به مدت یک دقیقه ،ثبت کنیم .سپس اسن حرکات در رابطه با متغیر تحت بررسی(پرخاشگری،حل مسئله یا وابستگی)کد گذاری یا درجه بندی می شوند.

خطای مشاهده کننده:

هیچ کس کامل نیست.باید دقت گزارش های مشاهده کنندگان را گاهگاهی بررسی کنیم .گاهی مشاهده گران برخی نکات را فراموش یا چیزهایی را مشاهده می کنند که در واقع هرگز اتفاق نیفتاده اند.ممکن است فریاد یک کودک را فریاد کودکی دیگر تلقی کنند.در برخی موارد دیگر نیز سو گیری بیش از خطا مطرح است .مشاهده کننده به دلیلی ،یکی از اعضای خانواده را دوست ندارد؛در این حالت هرگاه فرصت کند ،درجه بندی غلط اندازی از وی به عمل آورد.گاهی نیز شخص مورد مشاهده در آغاز مشاهده ،کاری می کند-مثل حل سریع یک مسئله یا اظهار نامه هوشمندانه –که مشاهده کننده را تحت تاثیر قرار می دهد.بر اثر این نوع تاثیرات هاله ای،مشاهده کنده بیشتر احتمال دارد در درجه بندی خویشاوندی از او به عمل آورد.سو گیری ها یا خطاها از هر نوع که باشند ،باید قبلا در جلسات آموزشی به مشاهده کنندگان،آموزش داده شوند.در جلسات بررسی گاه به گاه امکان بروز آن ها برطرف شود.

واکنش نشان دادن:

یکی دیگر از عوامل موثر بر اعتبار مشاهدات،واکنش نشان دادن است.گاهی بیماران یا آزمودنی ها با تغییر دادن رفتارشان نسبت به مشاهده شدن خویش واکنش نشان می دهند.یک آدم پر حرف ناگهان کم حرف می شود .به هر حال واکنش نشان دادن ،به اعتبار مشاهدات لطمه می زند چون باعث می شود رفتار مشاهده شده صرفا رفتار طبیعی فرد نباشد.خطر واقعی واکنش نشان دان این است که مشاهده کننده متوجه آن نیست .وقتی رفتار مشاهده شده یک نمونه واقعی نیست ،امکان تعمیم پذیری آن کاهش می یابد.مشاهده کنندگان نیز ممکن است نا خواسته روی رفتاری که قصد مشاهده ان را دارند تاثیر بگذارند یا برای آن مزاحمت ایجاد کنند.

اعتبار بوم شناختی:

یکی از بزرگترین مشکلات روانشناسی اعتبار بوم شناختی است،که برانسویک سال ها پیش به آن اشاره کرد.سوال اصلی این است که آیا متخصص بالینی واقعا نمونه های معرف رفتار را بدست می آورد یا خیر،آیا رفتار امروز مراجع رفتار معمول وی می باشد،یا محصول یک محرک نا مشخص است؟آیا پاسخ به کارت آزمون اندر یافت موضوع نمونه ای کافی است تا در موردساختار نیازها احکام کلی بدهیم ؟آیا مشاهده بیمارانی که قرار است جراحی شوند،برای اظهار نظر در مورد واکنش آنان به وضعیت های پر استرس دیگر کافی است؟اعتبار بوم شناختی در سنجش رفتاری نشان می دهد که رفتارهای تحلیل شده یا مشاهده شده چقدر معرف رفتار معلول شخص هستند.

توصیه هایی برای بهبود پایایی و اعتبار مشاهدات

1-رفتارهایی را انتخاب کنید که به مشاهدات شما ارتباط دارند و جامع ستند،رفتارهایی را که قابل مشاهده و بی واسطه هستند را برگزینید.

2-در گزینش رفتارها تا حد امکان یک چهارچوب نظری صریح داشته باشید ،که شما را در تعریف رفتارهای مورد نظر کمک کند.

3-از مشاهده کنندگان آموزش دیده ای استفاده کنید که پایایی آن ها ثابت شده باشد و با قالب مشاهده عینی و استاندارد مورد نظرتان آشنایی داشته باشند.

4-اطمینان حاصل کنید که قالب مشاهده ای مورد نظرتان را دقیقا مشخص کرده اید.از جمله واحد های تحلیل،فرم های درجه بندی،روش های مشاهده،طرح نمره گذاری و برنامه مشاهده شده.

5-متوجه و مراقب منابع خطای بالقوه ای مانند سوگیری و نوسان تمرکز باشید.

6-امکان واکنش نشان دادن افراد مورد مشاهده و تاثیر کلی آگاهی آنان از تحت مشاهده بودن را در نظر بگیرید.

7-و بالاخره این نکته را در نظر بگیرید که مشاهدات شما واقعا چقدر معرف رفتار مورد نظر هستند و بر اساس آن ها چقدر می توانیم حکم کلی بدهید.

نقش بازی کردن

نقش بازی کردن،فن دیگری است که سابقه طولانی در سنجش رفتاری دارد .راتر ویکنز(1948) سال ها قبل ،استفاده از این فن را در سنجش رفتار پیشنهاد کردند.گولد فروید و دیویسون(1994) نیز نقش بازی کردن یا تمرین رفتاری را شیوه ای برای آموزش الگوهای جدید پاسخ می دانند.اگرچه نقش بازی کردن یک فن بالینی قدیمی است ،ولی سنجش گرهای رفتارگرا مطالعات منظم کمی درخصوص مشکلات روش روانشناختی آن انجام داده اند .از جمله خصوصیات ایجابی ،هنجاریابی روش ها ،اثرات هاله ای ارزیاب ها و نمونه گیری است که از جمله مشکلات مطرح در انتخاب های نقش هستند.

از نقش بازی کردن در رابطه با جرات ورزی سنجش مهارت های اجتماعی بسیار استفاده شده است .بدیهی است که فنون نقش بازی کردن ،فنون جدیدی نیستند .آن ها سال هاست که بعنوان فنون درمان بخش مورد استفاده قرار گرفته اند.متخصصان بالینی رفتار گرا به این دلیل به این فنون نقش بازی کردن علاقه مندند که روش های ساده و موثری برای نمونه گیری از مهارت ها و کاستی ها رفتاری مراجعان می باشند .البته نمی توان فرض را بر این گذاشته که مهارت های رفتاری کسب شده در حین درمان لزوما در دنیای واقعی نیز مورد استفاده قرار می گیرند.یک مثال در این مورد وقتی است که درمانجویی که برای افزایش مهارت جرات ورزی به درمانگر مراجعه کرده است ،نقش فردی را برعهده بگیرد که باید در موقعیتی خاص از حق خود دفاع کند.مثلا وی نقش فردی را بر عهده می گیرد که در رستوران باید به کیفیت غذا اعتراض کند.در این موارد،درمانگر نقش طرف مقابل را بر عهده می گیرد،هر چند نقش ها را با هم عوض می کنند.

سنجش رفتاری شتاختی

محور سنجش رفتاری شناختی،این است که شناخت ها و افکار مراجعان(از خود انگاره تا گفتگو با خود)نقش مهمی در رفتار بازی می کنند.میچینبام(مایکنبام)(1977) حامی رویکردهای کارکردی- شناختی است.منظور وی نیز این است که در طراحی راهبرد مداخله ای ،باید فرایند های فکری مراجعان را نیز تحلیل کارکردی کرد.برای تعیین این که کدام شناخت ها(با عدم وجود کدام شناخت)به عملکرد رضایت بخش کمک می کنند .جلوی عملکرد رضایت بخش را می گیرند و این عمل تحت چه شرایطی روی می دهد،باید پرسش نامه دقیقی در مورد راهبردهای شناختی داشته باشیم .پارکس و هولون(1988)روش های جهت سنجش کارایی شناختی مطرح کردند.

برای مثال ،می توانیم به مراجعان یاد بدهیم «بلند فکر کنند» یا افکارشان را فورا به زبان بیاورند .آن ها می توانند افکار و احساسشان را درمورد یک رشته صحبت های ضبط شده (مثل صحبت های پر استرس یا صحبت هایی که مضمون ارزیابی اجتماعی دارند)بازگو کنند،یا مقیاس هایی را پر کنند که ماده هایش در مورد شناخت سازگارانه یا ناسازگارانه گذشته آن ها است.همچنین می توانند افکارشان را در برابر برخی محرک ها (مثل موضوعات یا مسایل مطرح شده)نام ببرند.یک نمونه از سنجش شناختی ؛کارهای سنگن و همکارانش(1988)است .آن ها به کمک پرسشنامه سبک اسنادی دریافتند افراد افسرده بعد از شناخت درمانی،تبیین های سالم تری در مورد رویدادها ارائه میدهند.

روش بالینی

روش مطالعه موردی که یک روش بالینی می باشد؛عبارت است از بررسی دقیق مراجع یا بیماری که تحت درمان است.مطالعات موردی شامل مصاحبه ،پاسخ های آزمون ها ،شرح درمان ها و همچنین شرح حال ها،زندگی نامه ها ،نامه ها ،خاطرات ،اطلاعات مربوط به جریان زندگی،سوابق پزشکی و مواردی از این قبیل می شود.به عبارت دیگر مطالعه موردی بررسی و توصیف دقیق یک انسان است.این گونه مطالعات در بررسی رفتار نابهنجار و توصیف روش های درمانی سابقه طولانی دارند.ارزش این روش نیز از این جهت است که منبع غنی و سرشاری از درک و شناخت انسان هاست و مولد فرضیه است و می تواند پیش در آمد تحقیقات علمی باشد.بررسی شرح حال بالینی ،به عنوان یک روش تحقیق 4 امتیاز دارد:نخست؛این روش مصنوعی نیست.این روش در مورد شخص واقعی است که مشکلی واقعی دارد .دوم ؛شرح حال بالینی می تواند پدیده ای را به صورت مستند ارائه دهد که به قدر نادرو نامانوس است،که احتمالا نمی توان توسط شیوه های استاندارد دیگر آن را مورد کاوش قرار داد.سوم،شرح حال بالینی ،منبع اصلی فرضیه ها درباره سبب شناسی و مداوای نابهنجار است و چهارم این که یک شرح حال بالینی قانع کننده می تواند شواهدی را در جهت تایید فرضیه های که عموما پذیرفته شده است فراهم آورد.شرح حال بالینی ،4 نقطه ضعف نیز دارد.که عبارتند از:

گزینشی بودن:

شواهد گزارش شده می تواند تحریف شده باشد .گزارش های بالینی تقریبا همیشه رویدادهای گذشته و اغلب گذشته دور را بررسی می کنند.بیمار ممکن است برای پرداختن به چیزی دلایل شخصی داشته باشد.مثلا ممکن است بخواهد خود را از قید سرزنش آزاد کند ،یا برعکس به گناهش تاکید کند .او در انجام این کارها ممکن است شواهدی را انتخاب کرده باشد که به این اهداف کمک کند .امکان دارد درمانگر به نظریه خاصی معتقد باشد که می تواند شواهد را تحت تاثیر قرار دهد.

فقدان قابلیت تکرار:

از آنجایی که شرح حال ها بخشی از جریان زندگی واقعی اند ،تکرار پذیر نیستند .اگر ما بتوانیم مشاهده ای را دقیقا تکرار کنیم ،خواهیم توانست جزئیات ان را به دقت از نظر بگذرانیم و مطمئن شویم که این مشاهده به همان صورتی که برای ما گزارش شده ،اتفاق افتاده است.اگر یک مشاهده بتواند تکرار شود ،شانس بیشتری داریم که تعیین کنیم علت آن چه چیزی بوده است ،زیرا می توانیم فقط یک عنصر آن را تغییردهیم و ببینیم که آیا آن مشاهده تغیر می کندیا خیر .اما این کار نمی تواند در مورد شرح حال ها انجام داد زیرا آن ها از جنبه ای به جنبه ای یا از فردی به فرد دیگر فرق دارند.

فقدان عمومیت:

حتی یک شرح حال متقاعد کننده مخصوص یک فرد است.آیا همه افسردگی ها با کاهش یا افزایش علایم نباتی شروع می شود ؟یک شرح حال متقاعد کننده مخصوص یک فرد است.یک شرح حال واحد می تواند در بهترین حالت فقط به ما بگوید که یک افسردگی ،با چه علایمی آغاز می شود.

شواهد ناکافی برای علیت:

شرح حال های بالینی واحد،به ندرت ما را در مورد سبب شناسی متقاعد می کنند در اغلب موارد ،چندین رویداد وجود دارد که هر یک از آن ها می توانند علت باشند و در مواقعی اصلا رویداد واضحی وجود ندارد.

همه گیر شناسی (Epidemiology)

همه گیر شناسی عبارت است از بررسی میزان بروز ،شیوع و توزیع بیماری ها یا امراض،در یک جمعیت معین.در همه گیر شناسی از چند اصطلاح زیاد استفاده می شود .میزان بروز (Incidence)عبارت است از تعداد مورد های جدید بیماری که در یک مدت معین ایجاد شده اند و به ما می گوید که آیا تعداد موارد جدید بیماری یا اختلال در حال افزایش است یا خیر.

شیوع (Prevalence) یعنی میزان کلی موارد (اعم از قدیمی و جدید)در یک محدوده زمانی معین.برای مثال بروز به ما می گوید آیا تعداد ایدز امسال نسبت به پارسال بیشتر بوده است نشان دهنده میزان بروز است،ولی شیوع تخمین می زند که چند درصد از جمعیت مورد نظر دچار بیماری یا اختلال هستند.برای مثال؛طبق تخمین میزان شیوع عمری اسکیزوفرنی1% است.یعنی هر عضو جامعه ،1% احتمال دارد در طول عمر خود دچار این اختلال شود.یک نمونه مشهور همه گیرشناسی،تحقیقی با عنوان «مصرف سیگار و سلامتی» است.

در این تحقیق،با روش ساده شمارش و برقراری همبستگی مشخص شد سیگار کشیدن و سرطان ریه با هم ارتباط دارند.اگرچه در این باره که آیا سیگار کشیدن علت سرطان ریه است یا خیر،همچنان بحث وجود دارد.ولی رابطه سیگار کشیدن و سرطان ریه مشخص بود(برای مثال،در حدود 90%سرطان ریه مردان با سیگار کشیدن آنان مرتبط بود و مقدار مدت سیگار کشیدن با سرطان همبستگی مثبت داشت).البته همبستگی های بدست آمده در هر مواردی علت های احتمالی را نشان می دهند،نه علت های قطعی را.بخش قابل توجهی از همه گیر شناسی در قالب نظر سنجی و مصاحبه انجام می شود .ولی داده های نظر سنجی و مصاحبه ،مشکلات و معضلات بالقوه ای دارند.برای مثال مشکلات روانی را چگونه تعریف می کنیم و مورد ها را چگونه می شماریم؟سرکشی صرف به درمانگاه ها و بیمارستان ها به معنای نادیده گرفتن سایر محل ها است .این مشکلات وقتی تشدید می شوند که اختلالات خفیف تر را بررسی میکنیم.

در حقیقت به روشهای عینی تعریف و اندازه گیری مشکلات نیاز داریم .مشکل دیگر نظر سنجی ها این است که گاهی پاسخ دهندگان احساس می کنند باید«حرف های خوب»بزنند.آن ها سعی میکنند چیزهایی بگویند که از لحاظ اجتماعی مقبولیت دارند برای مثال ممکن است منکر نشانه های شدید روانی خود شوند(نشانه هایی مثل توهم)چون از بازگو کردن آن ها خجالت می کشند.علاوه بر این برخی از پاسخ گویان باید خاطرات سال های دور را به یاد آورند،این گونه بازنگری ها با تحریف و حذف همراه است.

روش های همبستگی

همه گیر شناسی غالبا بر روش های همبستگی مبتنی است ،یعنی بررسی و اندازه گیری همبسته های (عوامل خطر)بیماری یا اختلال .در این گونه تحقیقات هدف تعیین میزان هماهنگی تغییرات دو متغییر است.با این روش ها می توانیم بفهمیم که آیا متغییر الف با ب رابطه داردیا خیر.برای مثال با کمک این روش میتوان فهمید که آیا بین الگوهای نمرات هوش و تشخیص های روانپزشکی رابطه وجود دارد؟آیا بین جنسیت و افسردگی رابطه ای است؟مطالعات همبستگی نا بهنجاری،چند امتیازو یک نقطه ضعف مهم دارند.به کارگیری همبستگی امکان مشاهده دقیق و کمی رابطه بین متغیرها را فراهم می آورد.همچنین از آنجایی که این مشاهدات در مورد پدیده طبیعی هستند.مطالعات همبستگی مانند مطالعات آزمایشگاهی مصنوعی نیستند.از این گذشته وقتی امکان انجام آزمایش ،به دلایل علمی یا اخلاقی وجود نداشته باشند ،مطالعات همبستگی جایگزین خوبی هستند.از بعد منفی ؛مهمترین نقطه ضعف در اجرای مطالعات همبستگی ،این است که علت یک پدیده خاص را معمولا نمی توان مجزا کرد ،شخص می تواند به کشف علت نزدیک ترشود اما برای تعین دقیق تر علیت ،روش های دیگری چون روش آزمایشگاهی لازم است.

فن همبستگی:

برای برقراری همبستگی بین دو متغیر ابتدا باد دو نوع مشاهده داشته باشیم .برای نمونه ،فرض کنید دو آزمون را روی 10 نفر اجرا می کنیم .یک آزمون،اضطراب و آزمون دیگر اعتقاد و کنترل بیرونی را اندازه می گیرد.نتیجه برقراری این همبستگی،ضریب همبستگی است.این ضریب نشان می دهد که بین این دو رابطه وجود دارد یا خیر.ضریب همبستگی گشتاوری پیرسون شاخصی است که نشان می دهد دو متغیر چقدر رابطه دارند .علامت آن هم حرف r است که بین +1 تا-1 تغییر می کند.وقتی r برابر +1 است؛یعنی ارتباط دو متغیر کامل و مثبت است.وقتی r برابر -1 است؛یعنی رابطه کامل ومنفی است.روش های همبستگی نمی تواند علت و معلول را مشخص کنند،پس نمی توانیم صرفا بر اساس همبستگی ادعا کنیم که فلان متغیر علت همان متغیر بوده است.حتی اگر این ادعا خیلی منطقی به نظر برسد.برای مثال فرض کنید محقق کشف کند که بین اسکیزوفرنی محصول افزایش انتقال دهنده عصبی به نام دوپامین در دستگاه عصبی مرکزی رابطه ای هست،آیا این به معنای آن است که اسکیزوفرنی محصول افزایش دوپامین است،یا این که اسکیزوفرنی موجب می شود سطح دوپامین بالا برود؟شاید هم عامل سومی در کار است. روش های همبستگی می توانند بی اعتباری فرضیه علت و معلولی را نشان بدهند.اگر متغیرالف علت متغیر ب است ،پس حداقل باید با یکدیگر همبستگی داشته باشند و پیدا نکردن رابطه معنا دار بین آن ها فرضیه ما را نقص و رد می کند.همچنین اگرچه استنباط های علیتی براساس ضرایب همبستگی امکان پذیر نیستند ولی نمی توان گفت اصلا روابط علت و معلولی در بین نیست.

تحلیل عاملی

تحلیل عاملی الهام گرفته از راهبرد همبستگی است و روابط همزمان چند متغیر را نشان می دهد .در این روش آماری از یک رشته همبستگی های مجزا استفاده می شود تا تغییر ملموس متغیر ها مشخص و ارتباط کارکردی آن ها تعیین گردد.زمانی که متغیرها همزمان با یکدیگر تغییر می کنند نتیجه می گیریم که وجه اشتراکی بین آن ها وجود دارد.

تحقیق پس رویدادی(Ex-Post Factor Research) (علی- مقایسه ای)

روش های علی –مقایسه ای یا روش های پس رویدادی معمولا به تحقیقاتی گفته می شود که در آن پزوهشگر با توجه به متغیر وابسته (حاضر)به بررسی علل احتمالی وقوع آن (در گذشته)می پردازد.به عبارت دیگر تحقیق علی-مقایسه ای گذشته نگر بوده و سعی بر آن دارد که از معلول به علت احتمالی پی ببرد.به تحقیقات علی- مقایسه ای ،پس رویدادی نیز گفته اند؛زیرا علت و معلول(متغیر مستقل و وابسته)پس از وقوع مورد بررسی قرار می گیرد.استفاده از این طرح به این دلیل است که در برخی از موارد علت«خصیصه ای »بوده و قابل دستکاری نمی باشد ،مانند جنسیت.در بعضی مواقع دیگر علت خصیصه ای نیست ولی دستکاری آن از کنترل محقق خارج و یا غیر انسانی است.

مقایسه تحقیقات پس رویدادی و همبستگی؛تحقیقات علی – مقایسه ای و همبستگی هر دو تحت عنوان تحقیقات غیر آزمایشگاهی (توصیفی)دسته بندی می شوند.زیرا در آن ها متغیر مستقل وجود ندارد.تحقیقات علی-مقایسه ای اگرچه در بعضی کتاب ها به عنوان یکی از روش های تحقیق برای مطالعه روابط علی و معلولی مطرح می شود ولی در واقع روش خاصی برای تحلیل داده های رابطه ای نیست.بعضی از نویسندگان با روش تحقیق علی – مقایسه ای را به علت ساده تر بودن تکنیک های آماری آن برای محققان تازه کار توصیه می کنند.

رویکردهای مقطعی و طولی

در طرح مقطعی ،افرادی که سنین مختلفی دارند،به طور همزمان مورد ارزیابی یا مقایسه قرار می گیرند.در طرح طولی ،یک گروه آزمودنی برای مدتی طولانی تحت نظر گرفته می شوند.رویکرد های مقطعی از نوع همبستگی هستند زیرا محقق نه می تواند سن آزمودنی ها را تغیر بدهد و نه می تواند آزمودنی ها را در گروه های متفاوت سنی دستکاری کند .چون در هر گروه سنی آزمودنی های متفاوتی حضور دارند و نمی توان فرض کرد که نتیجه بررسی محصول تغییرات سنی است .بلکه فقط نشانگر تفاوت های گروه سنی موجود می باشد.این تفاوت را می توان معلول زمانه ای که آزمودنی ها در آن بزرگ شده اند در نظر گرفت نه سن آن ها.برای مثال؛ممکن است 65 ساله ها قناعت کارتر از 35 ساله ها باشند ،که این بخاطر تفاوت سنی دو گروه نمی باشد بلکه به خاطر تفاوت دوره ی زمانی این دو گروه می باشد.در مطالعات طولی ،در طول یک دوره اطلاعاتی در خصوص گروهی از انسان ها جمع آوری می شود.این نوع مطالعات به محقق اجازه می دهند در مورد روابط زمانی عواملی که با هم تغییر می کنند حدس های بهتری بزند.همچنین مشکل متغیر سوم مطالعات همبستگی را برطرف می کنند .مثلا فرض کنید می دانیم که حالات افسردگی در طول عمر یک انسان بروز می کنند و محو می شوند اگر افسردگی مسبب همبستگی داشتن لاغر شدن شدید و کاهش اعتماد به نفس است،پس لاغر شدن و کاهش اعتماد به نفس باید همگام با حالات افسردگی تغییر کنند.مشکلات اصلی در مطالعات طولی مشکل عملی هستند.این مطالعات پر هزینه اند و به صبر زیاد و استمرار در رهبری برنامه تحقیقاتی احتیاج دارند.چون تحقیقات طولی وقت و هزینه زیادی می طلبند بنابراین به قدر کافی ار آن ها استفاده نمی شود.

روش آزمایشی

برای مشخص کردن روابط علت و معلولی رویدادها باید از روش های آزمایشگاهی استفاده کنیم .برای مثال،قصد داریم تاثیر میزان اضطراب را بر میزان یادگیری افراد بررسی کنیم .این بررسی شامل چند ویژگی مهم یک تحقیق آزمایشی است .بررسی مورد نظر در کنتیکت و در آسایشگاه سالمندان انجام گرفت .ساکنان این آسایشگاه 65 تا 90 ساله بودند.در گروه آزمایشی 47 آزمودنی وجود داشت.به آزمودنی وجود داشت به آزمودنی ها گفته شده بود که خودشان می توانند تصمیماتی بگیرند .برای مثال آن ها حق داشتند دکوراسیون اتاقشان را انتخاب کنند .همچنین محل ملاقات با ملاقات کنندگان را خودشان مشخص کنند و مواردی از این قبیل .در گروه گواه 24 آزمودنی حضور داشتند ،که در موارد اشاره شده حق تصمیم گیری نداشتند .این دو گروه از لحاظ برخی متغیر ها همتا شده بودند .مثلا وضعیت سلامتی ،سطح رفاه اقتصادی –اجتماعی و سازگاری روانی .این دو گروه با وجود این همتا سازی ،سه هفته بعد در مورد برخی از متغیر ها مثل میزان هوشیاری ،شادی ،احساس کلی آسایش ،دفعات حضور در سینما و انجام فعالیت های گروهی تفاوت معنا داری داشتند.در فرضیه آزمایشی مبنی بر اینکه افزایش اضطراب موجب کاهش یادگیری می شود،متغیر مستقل(Independent variable) متغیری است که در اختیار محقق است و محقق آن را دستکاری می کند و انتظار می رود که علت رفتار آزمودنی ها باشد.متغیر وابسته(Dependent varuable) که انتظار می رود با تغییر متغیر مستقل تغییر کند ،در این بررسی میزان اضطراب متغیر مستقل است و میزان یادگیری افراد ،متغیر وابسته .زمانی که دستکاری متغیر مستقل تغییراتی را در متغیر وابسته ایجاد می کند،اثر آزمایشی (Experimental Effect) به وجود می آید.

طرح های میان گروهی و درون گروهی

در طرح میان گروهی دو مجموعه مجزا از آزمودنی ها داریم،که هر یک به نوع خاصی درمان می شوند.برای مثال؛بررسی کارایی درمان را در نظر بگیریم .این بررسی در ساده ترین شکل خود شامل یک گروه آزمایشی(مثلا گروهی که نوع خاصی از درمان را دریافت می دارد)است با گروه گواه (گروهی که درمان نمی شوند)مقایسه می گردد.در طرح درون گروهی بیمار در مقاطع مختلف مورد ارزیابی و مقایسه قرار می گیرد.فرض کنید می خواهیم تاثیرات منتظر ماندن در لیست انتظار شش هفته ای را مورد مطالعه قرار دهیم،ولی پیش از آن سنجش های مختلفی به عمل می آوریم (مقطع الف).شش هفته بعد ،درست قبل از شروع درمان ،بیمار را مجددا می سنجیم،(مقطع ب).در پایان درمان(مقطع ج) نیز بیماران را برای سومین بار می سنجیم و گاهی آنان را پی گیری می کنیم (مقطع د) و در نهایت تغییرات را با هم مقایسه می کنیم .طرح درون گروهی انواع مختلفی دارد،ولی نقطه قوت مهم آن ،استفاده از آزمودنی های بسیار کمتر است.

اعتبار درونی:گاهی آزمایش،اعتبار درونی ندارد.یعنی مطمئن نیستیم نتیجه حاصل ،واقعا ناشی از دستکاری متغیر مستقل باشد.در برخی بررسی ها حتی گروه گواهی وجود ندارد که که با گروه آزمایشی مقایسه شود.در این بررسی تغییرات مشاهده شده می توانند نتیجه متغیر دیگری باشند .عاملی دیگری که علاوه بر عدم وجود گواه اعتبار درونی را کم می کند ،انتظارات است.وقتی محقق یا آزمودنی انتظار یک نوع نتیجه خاص را دارند ،همان نتیجه نیز حاصل می شود.در چنین مواقعی انتظارات باعث بدست آمدن نتیجه مزبور می شود،نه دستکاری آزمایشی متغیر مستقل .به این پدیده اثر دارونما(Placebo) یا پلاسیبو گفته می شود.برای مثال؛مردم وقتی متقاعد می شوند مست کرده اند،مثل مست ها رفتار می کنند،حتی اگر مشروب نخورده باشند و فقط فکر کنند مست اند.معمولا برای جلوگیری از تاثیر انتظارات آزمایشگرها یا آزمودنی ها ؛از روش دو سر کور (Double-Blind Experiment) استفاده می شود.در این روش آزمایشگر ها و آزمودنی ها نمی دانند از چه نوع درمان یا رویه ای استفاده می شود.برای مثال؛محققی که تاثیرا ت دارو را بررسی می کند ،هنگام توزیع دارو نمی داند کدام به کدام است.آزمایشی که در آن فقط آزمودنی نمی داند که دارو یا دارونما دریافت کرده است.آزمایش بی خبری یک سره ،یا آزمایش یک سر کور ( Single-Blind Experiment)نامیده می شود.بنابراین وقتی آزمایش ها اعتبار درونی دارد که فقط متغیر مستقل باعث تغییر متغیر وابسته شده باشد ،نه سایر متغیر های مزاحم و مداخله گر.

اعتبار بیرونی:

یک تحقیق واقعی وقتی اعتبار بیرونی دارد که نتایج آن را بتوان تعمیم داد.در بسیاری از موارد نتایج بدست آمده در آزمایشگاه را نمی توان در زندگی واقعی به کار برد .بدترین اشتباه این است که فرض کنیم چون در موقعیت (الف)فلان نتایج بدست آمده است در موقعیت (ب)هم خود به خود همان نتایج بدست می آید.اگرچه در تحقیقات آزمایشگاهی معمولا متغیرها بیشتر کنترل می شوند ،ولی «تصنعی»بودن آن ها تا حدودی جلوی تعمیم نتایج را می گیرند .پس از اعتبار بیرونی بر قابلیت تعمیم پذیری نتایج می توان تکیه کرد.هر چه آزمایش ها طیبیعی تر باشد ،اعتبار بیرونی شان بیشتر است.

فرا تحلیل (Meta-Analysis):

ممکن است برای بررسی پیامد روش درمانی خاص ،پژوهش های زیادی انجام پذیرد.مثلا فرض کنیم پژوهشگران مختلف اثر بخشی رفتار درمانی شناختی را در درمان افسردگی مورد بررسی قرار دهند و برای این منظور پژوهش هایی انجام می شود که از جهاتی از جمله نمونه و مشخصات افراد نمونه با هم تفاوت هایی داشته باشند.چنانچه پژوهشگر بخواهد بدون در نظر گرفتن ویژگی های خاص هر پژوهش ،به طور کلی به این سوال پاسخ دهد که آیا رفتار درمانی شناختی در درمان افسردگی موثر است یا نه،در چنین حالتی لازم است از روش فرا تحلیل استفاده شود و از طریق ادغام آماری نتایج حاصل از تک تک پژوهش ها،به سوال پژوهشی پاسخ داده شود.پس این روش یک تحلیل کلی از سایر تحقیق ها در رابطه با یک موضوع خاص است.فراتحلیل یک مشکل بزرگ روش شناختی دارد.هر مطالعه ای صرفنظر از این که تا چه اندازه خوب اجرا شده باشد ،فقط یک رای به دست می آورد .بنابراین مطالعه ای که از نمونه بزرگی استفاده می کند و به خوبی کنترل شده است،با مطالعه ای که از نمونه کوچکی استفاده می کند که به اندازه کافی کنترل نشده است،ارزش برابر دارد.

تحقیقات تشابهی

تحقیقات تشابهی شامل مطالعاتی است که در آزمایشگاه صورت می گیرند و اعمال کنترل در آن ها آسان تر است،ولی شرایط شبیه زندگی واقعی بر آن حاکم است .این،تحقیقات عمدتا برای مشخص کردن ماهیت آسیب های روانی و درمان انجام می شوند.برای مثال وقتی واتسون و رینر(1920) برای نشان دادن نحوه یادگیری ترس شدید از موش های سفید توسط آلبرت ،آزمایشی ترتیب دادند،شرایطی مشابه شرایط یادگیری ترس های شدید در زندگی واقعی ایجاد کردند.مساله تعمیم نتایج در مطالعات تشابهی بیشتر نمود می یابد.برخی از محققان با استفاده از حیوانات در تحقیق تاکید دارند،زیرا مشکلات روش شناختی در تحقیق روی انسان ها را ندارد،ما روی حیوان کنترل کاملی داریم .عده ای از محققان ،طرفدارراهبرد چند متغیری هستند .در این نوع تحقیق ،آزمایشگر ضمن اعمال نه چندان زیاد کنترل ،به طور همزمان چند اندازه گیری را روی شخص انجام می دهد.برای نمونه از نتایج پرسش نامه ها،اسناد و مدارک مربوط به زندگی افراد ،مشاهده و موارد دیگر استفاده می کند.سپس بین داده های حاصل،همبستگی برقرار و آن ها را تحلیل عاملی می کند.چون این روش روی پدیده ها یی که به طور طبیعی روی می دهند،تمرکز دارد و قادر است به طور همزمان چند متغیر را بررسی کند ،از نظر بسیاری از محققان راهبرد بهتری است.ولی این روش مثل دیگر رویکردهای همبستگی محدودیت های خاص خود را دارد.

طرح های تک آزمودنی(Single Subject)

طرح های یک موردی محصول رویکردهای رفتاری و عاملی است.این طرح ها با روش های آزمایشی و مطالعات موردی شباهت هایی دارند.برای مثال؛آزمایشگر در شرایط مختلفی رفتار آزمودنی را اندازه می گیرد و از این جهت شبیه فنون آزمایشی است .اما در این طرح ها فقط بر پاسخ های یک آزمودنی تاکید و تمرکز می شود ،که از این نظر شبیه به مطالعه موردی است.این نوع تحقیق معمولا با تهیه یک خط پایه شروع می شود .برای تهیه خط پایه،رفتار آزمودنی قبل از انجام هر گونه مداخله ثبت می شود –برای مثال؛تعداد حملات اضطرابی در هر هفته مشخص می شود ،پس از تهیه یک خط پایه پایا ،مداخله صورت می گیرد.سپس تاثیرات این مداخله،با مقایسه خط پایه رفتار پس از مداخله تعیین می شود.مطالعات یک موردی به آزمایشگر امکان می دهد روابط علت و معلولی را مشخص کند .دلیل دیگر استفاده از طرح های موردی ،دشواری یافتن آزمودنی های کافی برای همتا سازی یا گماردن تصادفی آنان در گروه های گواه است.مطالعات یک موردی تعداد افراد مورد نیاز را کم می کنند.

طرح ABAB :طرح ABAB به محقق اجازه می دهد با مشاهده منظم تغییرات رفتاری آزمودنی در شرایط درمان و عدم درمان ،کارایی درمان ها را بررسی کند.به این دلیل نام آن را ABAB گذاشته اند؛که پس از دوره پایه اولیه (A)،دوره ی درمان (B)،شروع می شود.سپس بازگشت به خط پایه (A) و دومین دوره درمانی(B) را داریم.

محققان با استناد به دوره بازگشت ،که حد فاصل دو دوره ی درمان است،نشان می دهند که یک رابطه ی علت و معلولی بین دو متغیر وجود دارد.یکی از اشکالات روش ABAB این است که قطع کردن درمان از جهاتی اخلاقی نیست،البته اهمیت این مساله به شرایط خاص تحقیق بستگی دارد.

طرح های چند خط پایه ای:

گاهی امکان استفاده از دوره بازگشت وجود ندارد .گاهی با معذوریت های اخلاقی مواجه ایم و گاهی درمانگرها در محیط های تحقیقات بالینی نمی خواهند مراجعان در شرایطی قرار بگیرند که رفتارهای نامطلوب آنان را دوباره برانگیزند.در چنین شرایطی از طرح چند خط پایه ای استفاده می کنندوآن ها دو یا چند رفتار را جهت تحلیل بر می گزینند.مثلا فرض کنید بیماری که بستری است،در زمینه رفتار مسئولانه مشکلات شدید دارد؛اتاقش را تمیز نمی کند،نظافت را رعایت نمی کند یا سر وقت برای انجام وظایفش حاضر نمی شود.اطلاعات پایه در مورد رفتارش در زمینه های شخصی و کاری جمع آوری می شوند ،سپس هر وقت امور شخصی خودش را مسئولانه انجام می دهد،فورا پاداش می گیرد ولی برای انجام مسئولانه کارها و وظایفش پاداشی به او داده نمی شود .اگر رفتار مسئولانه وی در زمینه کارهای شخصی پس از پاداش گرفتن افزایش یابد،ولی در زمینه کارها و وظایف افزایش نیابد،یک عامل ناشناخته و کنترل نشده دیگر به جز پاداش در بین است اما اگر پاداش ها باعث افزایش رفتار مسئولانه وی در کارهایش نیز بشوند،ظاهرا علت این افزایش رفتار مسئولانه همین پاداش ها بوده است.

طرح های مرکب

فنون آزمایشی و همبستگی ،گاهی به صورت طرح مرکب مورد استفاده قرار می گیرند.در این نوع طرح ها آزمودنی ها به دو گروه تقسیم می شوند .(اسکیزوفرنیک ها در مقابل ناهنجار ها)و سپس هر گروه تحت یک نوع شرایط آزمایشی قرار می گیرند .به این ترتیب متغیرهایی مثل روان پریشی یا بهنجاری توسط محقق دستکاری یا القا نمی شوند،در عوض بین آن ها و شرایط آزمایشی همبستگی برقرار می شود.به عنوان مثال فرض کنید قرار است کارایی سه نوع درمان (دستکاری آزمایشی)را بررسی کنیم.بیماران را بر اساس شدت بیماری آنان(متغیر طبقه بندی)به دو گروه تقسیم می کنیم .آیا کارایی درمان به نسبت شدت بیماری تغییر می کند /طرح های مرکب در دریافت اینکه چه درمانی برای چه کسی مناسب تر است ،به ما کمک می کنند .البته نباید فراموش کنیم که در طرح های مرکب مانند روش همبستگی هیچ یک از عوامل دستکاری نمی شوند.

معنا داری آماری و معنا داری عملی

پس از مصاحبه آماره ها و شاخص ها (مثلا ضریب همبستگی)باید راجع به معنا داری عدد به دست آمده تصمیم گیری کنیم .طبق سنت اگر ارزش بدست آمده (فقط در 5 درصد موارد)به طور شانسی بدست آید،از لحاظ آماری معنا دار است.به این ترتیب ارزش بدست آمده در سطح 5% معنا دار است.معمولا اینگونه نوشته می شود P< %5 و هر چه همبستگی بیشتر باشد ،احتمال معناداری بیشتر خواهد بود.اما وقتی تعداد آزمودنی ها زیاد است حتی مقادیر نسبتا کم همبستگی نیز معنا دار خواهد بود .باید بین معنا داری آماری و معنا داری عملی نتایج آماری فرق بگذاریم .وقتی تعداد آزمودنی ها 180 نفر است؛همبستگی 19% معنا دار است ،اما وقتی تعدادشان سی نفر است ؛همبستگی 3% نیز معنا دار نیست .پس باید بین معناداری آماری و عملی فرض بگذاریم.

تحقیق و اصول اخلاقی

در تحقیق نیز ملاحظات اخلاقی مهمی مطرح است.آزمودنی ها نیز مثل بیماران حقوقی دارند و محققان در برابرشان مسئولند. انجمن روانشناسی آمریکا در سال 1992 نسخه تجدید نظر شده معیارهای اخلاقی تحقیقات انسانی را منتشر کرد.در اینجا این معیارها را به طور خلاصه مرور خواهیم کرد .طبق این معیارها ،محققان موظفند:

1-تحقیق خود را مطابق معیارهای شناخته شده صلاحیت علمی و اصول اخلاقی تدوین کنند .

2-به رفاه و آسایش آزمودنی ها،افراد درگیر در تحقیق و حیوانات احترام بگذارند .

3-رعایت نکات اخلاقی در تحقیق را تضمین کنند.

4-پیش از انجام تحقیق از موسسات یا سازمان های مربوط تایید یه بگیرند.

5-با آزمودنی ها کاملا به توافق رسیده و حقوق و وظایف هر یک ازطرفین راروشن کنند.

6-از آزمودنی ها رضایت نامه بگیرند.زبانشان برای آزمودنی ها قابل فهم باشد و رضایت حاصل را مکتوب کنند.

7-در ایجاد انگیزه برای شرکت در تحقیق کاملا دقت داشته باشند،تا ماهیت دستمزد ها مشخص شود و پاداش های مالی یا انواع دیگر پاداش ها آنقدر زیاد نباشد که شرکت در تحقیق را اجباری کنند.

8-در طی تحقیقات هیچ گونه صدمه روانی و جسمانی به آزمودنی ها وارد نیاورند.

9-به آزمودنی ها اطلاع بدهند که ممکن است از یافته های حاصل استفاده کنند و این یافته ها با دیگر محققان در میان گذاشته شود.با استفاده های پیش بینی نشده ای از آن ها انجام گیرد.

10-وقتی به فریب متوسل شوند که راهی جز آن ندارند.

11-مزاحمت روش های تحقیق را به حداقل ممکن برسانند.

12-قبل از تحقیق ،هر گونه سوء تفاهم احتمالی آزمودنی را برطرف کنند.

13-با حیوانات رفتاری انسانی داشته باشند و با آن ها مطابق قانون دولتی و معیارهای حرفه ای رفتار کنند.

رضایت نامه:

کار بالینی اخلاقی و شرایط و الزام های قانونی ایجاب می کند که آزمودنی ها قبل از شروع تحقیق رضایت نامه رسمی کتبی بدهند.محققان باید آزمودنی ها را از خطرات تحقیق ،ناراحتی های احتمالی ناشی از تحقیق و میزان مخفی ماندن اطلاعات با خبر کنند .محقق ،رعایت حریم خصوصی ،امنیت و حق کناره گیری آزمودنی ها را تضمین کند.

راز داری :اطلاعات و جواب ها ی شخصی افراد باید مخفی و از دسترس عموم دور بماند.معمولا به جای نام افراد از کد استفاده می شود .نتایج تحقیقات به نحوی در اختیار مردم گذاشته می شوندکه اطلاعات شخصی آزمودنی ها فاش نشود.و بالاخره روانشناسان بالینی باید قبل از افشای اطلاعات محرمانه یاهویت آزمودنی ها درنوشته ها،سخنرانی ها یا سایر رسانه ها از آزمودنی ها رضایت نامه بگیرند.

فریب:

گاهی مجبوریم هدف تحقیق یا مفهوم پاسخ های آزمودنی ها را مخفی نگه داریم.چنین فریبی فقط وقتی موجه است که تحقیق مورد نظر مهم باشد و راه دیگری جز این کار نداشته باشیم (به عبارت دیگر ارائه اطلاعات صادقانه بر داده های آزمودنی ها تاثیر سوءبگذارد.برای مثال وقتی که رفتار آزمودنی را توسط شیشه یک طرفه مشاهده می کنیم .فریب ها نباید بی جهت مورد استفاده قرار بگیرند.در صورت استفاده از فریب ،باید بسیار مراقب باشیم که آزمودنی ها احساس نکنند آن ها را گول زده ایم ،یا از آن ها سوء استفاده کرده ایم. باید به دقت به آن ها بگوییم چرا فریب لازم بوده است.ما نمی خواهیم به اعتماد میان فردی آزمودنی ها لطمه ای بزنیم ،بدیهی است که در مواقعی که قصد استفاده از فریب را داریم ،نحوه اخذ رضایت نامه اهمیت زیادی می یابد.

گزارش دادن:

چون آزمودنی ها حق دارند بدانند چرا محققان علاقه مند به مطالعه رفتارشان هستند ،گزارش تحقیق حتما باید در انتهای تحقیق چاپ شود.دلیل انجام تحقیق،اهمیت آن و نتایجش باید در اختیار آزمودنی ها گذاشته شود .در بعضی موارد به دلیل تمام نشدن تحقیق ،امکان مطرح کردن نتایج آن وجود ندارد .در این مورد می توانیم نوع نتایج مورد انتظار را با آزمودنی ها در میان بگذاریم و در صورت تمایل آنان بعد از اتمام تحقیق،نتایج را در اختیارشان بگذاریم.

عدم ارائه داده های تقلبی:

محققان حتما باید در گزارش دادن یافته های خود کمال صداقت را داشته باشند آن ها تحت هیچ شرایطی حق ندارند در یافته های خود دخل و تصرف کنند.اگر محقق مرتکب چنین عملی شود به فریبکاری متهم خواهد شد.

قضاوت یا تفسیر بالینی حتی در نازل ترین شکل آن نیز فرایندی پیچیده است؛این فرایند شامل یک محرک (نیمرخ یک آزمون مثل MMPI ) وپاسخ های یک متخصص بالینی (آیا این بیمار روان پریش است؟).خصایص متخصص بالینی و ساختارهای شناختی و جهت گیری نظری آن ها است.در عین حال ،متغیرهای وضعیتی نیز مطرح هستند .این متغیرها عبارتند از:نوع بیماران و محدودیت هایی که محیط و موقعیت بر پیش بینی ها اعمال می دارند.

این صفحه را به اشتراک بگذارید.

نظرات کاربران

شما هم می‌توانید در مورد این مقاله نظر دهید.
برای ثبت نظر، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.